Languages

English            فارسی            Français            Deutsch

فراخوان - Proclamation

فراخوان خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده مراسم 16 آذر سال 86
درموج دستگیری های بی‌سابقه‌ی دانشجویی در آستانه‌ی روز 16 آذر(روز دانشجو) بیش از 30 تن از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب دانشگاه‌های سراسرکشور بازداشت شده‌اند. شگفت این که 16 آذر که نماد مبارزه با رژیم وابسته‌ی شاهنشاهی و سلطه‌ی بیگانه بوده است از سوی جمهوری اسلامی نیز تحمّل نمی‌شود. آن چه امسال در روز دانشجو روی داد، تکرار همان صحنه‌هایی است که رژیم گذشته هر ساله در برخورد با جنبش دانشجویی ایجاد می‌کرد. گرامی‌داشت روز دانشجو سنت پنجاه و چند ساله‌ی جنبش دانشجویی ایران است و دانشجویانی که امسال به اتّهام برگزاری مراسمی ، با محوریت مخالفت با جنگ و تحریم، بازداشت شده‌اند در زمره‌ی شریف‌ترین فرزندان این آب و خاک‌اند. ما خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط فرزندان اسیر خود هستیم.
کمیته‌ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند

لیست اسامی امضا کنندگان فراخوان

*برای امضای این فراخوان نام خود را به آدرس seeking.committee@gmail.com بفرستید

Proclamation of the arrests on the University Students’ Day
On the threshold of the 16th of Azar (December 7) the University Students’ Day in Iran, more than 30 “Equality and Freedom-seeking Students” have been arrested. Surprisingly, 16th of Azar – the symbol of the struggle against dictatorship of the ex-imperial regime – is not tolerated by the Islamic Government either.What has happened during this ceremony – the main pivot of which was the opposition to war and sanction – is the repetition of the same scenes of the previous government.The commemoration of the University Students’ Day is the tradition of more than 50 years and the ones who have been arrested this year are the most honest children of our country. We want the unconditional and immediate release of our captivated students.
Seeking Committee for the Freedom of the University Students
to sign the petition send an email to the following address : seeking.committee@gmail.com *
Appel
Au seuil du 16 Azar (le 7 décembre), journée de commémoration des mouvements étudiants en Iran, plus de 30 activistes étudiants intitulés "partisans de l'égalité et la liberté" ont été arrêtés. Fait surprenant, 16 Azar, le symbole de la lutte contre la dictature impérial, n'est pas toléré par le gouvernement islamique non plus. Ce qui s'est-il passé au cours de cette cérémonie est la répétition des mêmes scènes de répressions qu'au temps de l'ancien régime. La commémoration de la journée des mouvements étudiants est une tradition de plus de 50 ans chez les libertaires de notre pays et ceux qui ont été arrêtés cette année sont les enfants les plus honnêtes de celles-ci. Nous demandons la libération immédiate et inconditionnelle de nos étudiants captivés.
Comité pour la libération des étudiants emprisonnés.
Signer la pétition en envoyant un mail à : seeking.committee@gmail.com

Familien der wegen Studententag am 07.12.2007 verhafteten Studenten biten um Unterstüzung
Vor dem Studnetentag am 07.12 sind über 30 Studenten, die für Freiheit und Gelichheit kämpfen, überall in Iran und während beispielosen Aktionen der Sicherheitskräfte, verhaftet worden.
Unglaublich! Der Studenttag, ein Symbol der Kampfes gegen das Schah-Regime, wird von der Islamischen Republik nicht geduldet!
Die Aktionen gegen die Studenten in diesem Jahr sind Widerholungen der Razzien gegen Studenten in der Schah Zeit.
Sie über 50 Jahren wird dieser Tag in Iran gefeirt. Die in diesem Jahr verhafteten Studenten wollten Versammlungen veranstalten und ihre Ablehnung gegen “Krieg und Sanctionen“ laut machen.
Sie gehören zu den ehrlichsten Kinder dieses Landes.
Wir verlangen die baldige und bedingslose Freilassung unserer inhaftierten Kinder.
freilassungsuchende Kommittee für verhaftete Studenten
Um diese Liste unter zu schreiben,Schiken Sie eine E-mail an : seeking.committee@gmail.com

گزارش شماره 12 از اقدامات خانواده ها

امروز یکشنبه 9/10/86 خانواده ها طبق تصمیمی که دیروز گرفتند، برای ملاقات با آقای سالاری کیا به دادسرای عمومی دادگاه های انقلاب رفتند. در آنجا پس از ساعتی انتظار و تحمل برخوردهای نامناسب مسولین دم در بالاخره موفق به دیدن وی شدند. پس از شرح ماوقع توسط خانواده ها و اقداماتی که تاکنون کرده اند و نیز بی اطلاعی از وضعیت فرزندانشان که موجب نگرانی بیش از حد آنها شده است، آقای سالاری کیا به آنها گفت که نامه ای خطاب به آقای حداد، تنظیم کرده و درخواست خود را در آن مطرح کنند. خانواده ها نیز همانجا نامه ای را تنظیم کرده وبه امضای همه رسانده اند. در این نامه آنها ابتدا شرحی از نحوه و زمان دستگیری فرزندانشان، بی خبری از وضعیت آنها در مدت این یک ماه داده و خواستار آزادی بی قید و شرط هر چه سریعتر عزیزانشان و دست کم دادن اجازه ملاقات با آنها شده اند. در پایان آقای سالاری کیا نامه را پاراف کرده و مهر و لاک نموده و به خانواده ها داده است تا آن را به آقای حداد برسانند.
خانواده ها دوباره سوار بر مترو برای چندمین بار پیاپی به دادگاه انقلاب رفتند تا نامه را به آقای حداد برسانند. با در دست داشتن نامه، یکی از مادران توانست برای اولبن بار پس از گذشت یک ماه، بالا برود تا آقای حداد را ببیند (تا پیش از این خانواده ها تنها از طریق تلفن و از طبقه همکف توانسته بودند با بازپرسی شعبه 2 تماس بگیرند.). البته همانطور که انتظار می رفت وی تنها توانست نامه را به آقای فلاح، رئیس دفتر وی بدهد و به او گفته شد که آقای حداد نیستند. مادر این دانشجوهمچنین در مورد وضعیت پرونده ها پرسیده بود و به وی گفته شد که پرونده ها هنوز نیامده است.
خانواده ه های دانشجویان دربند، فردا دوشنبه برای پیگیری نامه خود مجددا به دادگاه انقلاب مراجعه می کنند.
آنها همچنین مطابق هر دوشنبه و برای چهارمین هفته به زندان اوین می روند، تا در صورت نگرفتن ملاقات دست کم پول یا لباس برای عزیزان خود بفرستند و به این ترتیب حضور خود را به آنها اعلام کنند.

گزارش شماره 11 از اقدامات خانواده ها

امروز شنبه 8/10/86، مقارن با عید غدبر، خانواده های دانشجویان، که با وجود پیگیریهای هر روزه ی خانواده هایشان هنوز در زندان های انفرادی اوین به سرمی برند، در مقابل زندان اوین جمع شدند. خانواده های دانشجویان که تعداد آنها حدود 20 نفر بود، صبح امروز و در پی سکوت آقای محمدی و بی جواب گذاشتن خانواده ها در مورد وعده های ملاقاتی که برای عید غدیر داده بودند، در مقابل زندان اوین گرد هم آمدند. آنها خواستار پاسخگویی مسوولین در مورد این بازداشتهای طولانی، بدون دادن اجازه تماس تلفنی و ملاقات؛ و عدم پاسخگویی صریح مسوولین در مورد وضعیت افراد بازداشتی بعد از گذشت قریب به یک ماه بودند.
پس ازمدتی آقایی که از داخل زندان خارج شده بود و به گفته برخی خانواده ها مسوول بند 209 بود، به سمت خانواده ها آمد. البته وی خود این قضیه را نفی می کرد و گفت که این بند به آنها ارتباطی ندارد. وی همچنین به خانواده ها گفت که امروز تعطیل است و هبچ کس برای پاسخ گویی نیست و بهتر است که آنها هم بروند و در این هوای سرد نایستند.
اما خانواده ها به جای ترک محل از سربالایی خاکی دم در اوین بالا رفتند و همگی در مقابل در اصلی اوین ایستادند و با کوبیدن به در و فراخواندن سرباز وظیفه از وی خواستند که با یک مقام مسوول تماس بگیرد.پس از مدتی انتظار، آقایی که خود را جانشین رئیس زندان معرفی کرد، در جمع خانواده ها حاضر شد. یکی از مادران توضیح داد که این خانواده ها برای چه آنجا هستند ودر این روز تعطیل و در این هوای سرد به دنبال چه آمده اند. مسوول مربوطه هم مانند سایرین گفت که مسوول بند عمومی است و امروز تعطیل است و بجز چند افسر نگهبان هیچ کس در بندها نیست. وی در مقابل اعتراض خانواده ها و بویژه برخی که فرزندانشان هنوز با گذشت حدود یک ماه با منزل تماس نگرفته اند، گفت که آنها هم نمی توانند کاری کنند.وی افزود که الان هم تلاش کرده که با مسوولین تماس بگیرد اما نتوانسته است. وی در پاسخ به اعتراضات پیوسته و خشم خانواده ها گفت که این مسأله به آقای مرتضوی مربوط می شود و آنها باید به رئیس دفتر وی آقای سالاری کیا، که رئیس امور زندانها هم هست، مراجعه کنند.
امروز برخلاف وعده های مسولین هیچ قرار ملاقاتی به خانواده ها داده نشد. حتی یک تماس تلفنی هم با آنها گرفته نشد. امروز با گذشت نزدیک به یک ماه از دستگیریها و با وجود مراجعات مکرر خانواده ها به هر شخص و نهاد دولتی، هنوز بیش از 7 تن از دانشجویان حتی کوچکترین تماسی با خانواده های خود نگرفته اند. با این حال و با وجود بی اعتمادی به حق خانواده ها نسبت به مسوولین، آنها همچنان با عزمی راسخ و با احترام به عقاید فرزندانشان در راه آزادی آنها از پای نمی نشنینند.

فردا یکشنبه 9/10/86 خانواده ها یه دفتر آقای سالاری کیا (در میدان ارگ) می روند تا صدای خود را به وی و به آقای مرتضوی، دادستان کل استان تهران، هم برسانند و از وی در مورد این بازداشتهای طولانی وغیرقانونی و وضعیت فرزندانشان توضیح بخواهند. خانواده ها خواهان آزادی هر چه سریعتر عزیزانشان هستند.

نامه رسیده

و اینک حکایت 43 نفر (70 سال پس از 53 نفر)

70 سال گذشت از دورانی که رضا شاه، گروهی از روشنفکران جوان و میان سال مارکسیست ایرانِ آن زمان را بازداشت کرده و به حبس بلند مدت محکوم کرد. گروهی که بعدها به نام 53 نفر ملقب گشت و نظامی که در تاریخ به خاطر برخوردهای این چنینی، نظام استبداد و دیکتاتوری نام گرفت.

شاید این نخستین سرکوب از سرکوبهای استبدادی بدان شکل مشخص، با آن حجم از افرادی با گرایشات سیاسی و فکری خاص بود که در تاریخ ایران اتفاق می افتاد. 53 نفری که به جرم روشنفکری محکوم می شدند.

پس از آن جریان و سقوط رضاشاه و سپس ظهور و سقوط فرزند دیکتاتورش محمدرضا شاه، فریاد آزادی خواهی جامعه ایران که با ریخته شدن خون بسیاری از آنان همراه بود، به ظهور جمهوری اسلامی انجامید. حکومتی که با داعیه بسترسازی جامعه‌ای آزاد و مستقل( با شعار استقلال، آزادی) بر سر کار آمد، و همراه با آن فریاد دیکتاتوری و استبدادی بودن حکومت های پیشین راسر می داد، و نیز این که ایران آزادترین کشور دنیاست و...... لیکن همین حکومت ما را با حکایتی مشابه آن چه 70 سال پیش با نام سرکوب رضاخانی انجام گرفت رودرو ساخته است: حکایت( یا حماسه) 43 نفر.

43 نفر دانشجوی آزادی خواه و برابری طلبی که به جرم فریاد زدن انسانیت در روزی که متعلق به خودشان است، بازداشت شده و در این بین دانشجویان ساکن تهران به زندان اوین منتقل شدند. حال به سرعت این پرسش در ذهن شکل می گیرد: آنانی که بر طبل دیکتاتوری بودن رضاخان می ‌کوبند چقدر آزادی نصیب جامعه کرده‌اند که پس از 70 سال همان حکایت سرکوب را تکرار می کنند؟

این قصه تکرار سرکوب آزادی‌های فکری و سیاسی در ایران تا به کی و تا چه حکومت‌های دیگری ادامه خواهد یافت؟

قطعاً پاسخ به این پرسش به میزان انسجام و اتحادِ گروه‌ها و قشرهای روشنفکری سیاسی جامعه و نیز عموم مردمی که دغدغه‌ی آزادی خواهی و برابری طلبی دارند بر می گردد که چه پاسخی به سرکوب‌های این چنینی بدهند، چرا که سکوت در این گونه مواقع عملاً به معنای تایید این گونه برخوردهاست.

شعری از روزبه صف شکن

رهاورد ِسفري تلخ ، با طعمي گس در دهانت ،

تني زخم و همه خشم

خاموش ِ خشونتي ناگزير بر بند بند ِ وجودت .

جنيني کال در زهدان عشق و شور

که به سقطي ناباورانه اش نشستند

به باورِ گناهي بي فرجام ،

و چنين شد !

و دردي پيچنده در کلاف هاي استخواني ِپيکرت

آن گاه فزوني گرفت

که تو دانستي

در اين ميانه آنچه فرجامي است را

مي بايدت تنها بر دوش کشي ،

چون بغضي نمناک که مي فشرد گلويت را

يا چون حجم سنگين زمان بر گونه هايت

که اشک هايت را نيز در رقص لرزانشان

نشان ممنوع مي زد .

و آنچه بر جاي مي ماند

کالبد بي جان ِ تو بود

مصلوب ب ديواره هاي سنگين خاطراتت

تنها رها شده در آغوش باد .

در گوشَت

شبانسرود خوف و خروارها دروغ

و راستي براي به ديده آمدنت

به راستي چه کم !

از دست ها و پاهايت

گلميخ هاي سُربين از تعهدي خام روييده بود

و از شيار زخم هايت

خونابه هاي شک چه سان که روان بود .

در قفايت

ديواره اي سرد

بر آمده از سنگ سخت رسالتت

به زندگاني ات وا مي داشت

و در برابرت

مِهي غليظ و کور

تا هيچ ديده اي را به آشنايي در نيابي ،

چرا که فغان و دردت را

ديگر در اين ميانه

بر هيچ کس نشاني نمانده بود ،

نه بر مرده اي ،

نه بر زنده اي ،

نه اکنون ديگر بر زخم زننده اي !

آن روز که تازيانه اي

بافيده از رشته هاي پولادين اراده ات را

چنان سخت بر پيکر ارزوهايت فرو مي نشاندي

که مي راند از تو

شوق هر عشق ديگر را ،

آن روز که ورزايي سترگ در درونت

بر بگسليدن اين زنجيرهاي کهنه را

از درون ماغ بر مي کشيد

و تورا توان ِ شنيدن ِزادمان حلقوم ِخسته اش نبود ،

مي بايدت در ميافتي

آن آني را

که در درون خويش

پس خواهي نشست بي کس و تنها

بر فراخناي تالار ذهن ِبه باورِ نامردمي خميده ات .

تالاري متروک

با سقفي کوتاه ،

ايستاده بر چهار ستون سنگي ِ فرتوت

که بر هر ديوارِ فروريخته اش

نقش خاطره اي بود از خداياني مست

در بزم بسيط شبانه شان

که دمي مستي زسر فرو نگذاشتند

تا آني

جامي نيز

از جان مايه ي حزين حقيقت به کام کشند .

o

و اينک آني که چنين گذشت ؛

برابرت را بپاي ،

يقين بدار ،

هم اوست .

شعر شماره ی 10 از کتاب "گلمیخ های سربین"، اثر روزبه صف شکن، انتشارات آیینه جنوب، 1384

برای دانشجویان آزادی خواه و برابری طلبِ دربند

سرمای زمستان را

در جست و جوی دو واژه ی مکمل

ندیدن خانواده را

در جست و جوی دو واژه ی مکمل

نه! به حریر خواب را

در جست و جوی دو واژه ی مکمل

تنهایی و تنها دیوار را

در جست و جوی دو واژه ی مکمل

فراغت اجباری از تحصیل را

در جست و جوی دو واژه ی مکمل

آری! همه را

با آغوش باز می پذیری

تنها برای دو واژه ی مکمل

آزادی

و برابری

دیدار خانواده های دانشجویان دربند با علی اشرف درویشیان



پس از خیر مقدم از طرف شهناز(همسر علی اشرف درویشیان) که با مهربانی و گشاده رویی می خندد وقتی از در به سمت راست می پیچی تازه می فهمی چرا روی مقوای بزرگ کنار در نوشته شده بود: "لطفا بابا را نبوسید" و زیر آن "با تشکر" را در یک قلب نوشته بودند.

تا شهناز خانواده های دانشجویان دستگیر شده را به سمت چند مبل و صندلی موجود که تعدادشان کافی نیست هدایت کند نویسنده‌ی سالهای ابری با کمک عصا در حالی که دستِ چپش به گردن آویزان بود،کاملا از جا برخاسته است.

کاری که باعث می شود شهناز شتابان به سوی او خیز بردارد. "پس چرا پا شدی؟". و رو به جمع حاضر می گوید: "تا به حال این کار را نکرده. آخه ممکنه آسیب ببینی."

علی اشرف درویشیان خیره نگاه میکند سری تکان میدهد ولی تا ورود آخرین نفر همچنان ایستاده باقی می ماند. با صدایی که به سختی شنیده می شود خوش آمد می گوید.

چون خانواده ها تازه از مجلس و دادگاه انقلاب آمده اند و همه نتوانسته اند در هر دو جا حاضر باشند با هم حرف می زنند و اطلاعاتشان رابا هم ردو بدل می کنند. گویی حضور این عزیزِ آرامی را که برای قوت گرفتن به دیدنش آمده اند فراموش می کنند. امروز به آنها گفته اند که کاری نکنید که پرونده ها به خانواده ها هم کشیده شود. حال آن که رفته بودند پیش رییس کمیسیون اصل نود مجلس از آزادی فوری فرزندانشان بشنوند چیزی را که به همراه نزدیک سه هزار نفری که فراخوان آنها را امضا کرده بودند از همان ابتدا خواسته بودند. شروع می کنند این ها را انتقال بدهند به او که با چهره ای استخوانی به آنها نگاه میکند. شاید بر خلاف انتظارشان اما، مردِ همیشه ایستاده می زند زیر گریه.مادرش وقتی کودکی بیش نبود و از صحنه شلاق زدن سربازها هق هق گریه اش بلند شده بود به او تشر زده بود که: "آخر مگر برادر پدرت است که برایش گریه می کنی؟". اما ظاهرا تشرهای دوران کودکی بر نویسنده و معلم امروز بی تاثیر بوده است. چون گریه اش خیلی طول می کشد.

شهناز که تلاش می کند او را آرام کند خودش هم با او همنوایی میکند در گریه. مادرها به آن دو دستمال می دهند. به نظر می رسد این زن و مرد هم چنان دردِ خلق برایشان نه درد برادر که درد خودشان است.

مادری با لبخندی دژم می گوید:"دوست نداشتیم شما را متاثر کنیم. ما خیلی افتخار می کنیم شما رو تونستیم بیینیم."

یکی دیگر می گوید "چه بخواهید چه نخواهید همه آن بچه ها و همین طور ما فرزندان فکری شما هستیم،هنوز دیری نیست که داستانهای شما را برای همین بچه‌هایِ دربند شبها می خواندیم تا بخوابند". همان مادری که دژم می خندید با همان لبخند می پرسد: حالا ما دارا ییم یا ندار؟ جواب می شنود:" هم دارا ییم و هم ندار . نویسنده تا واقعاً خودش را نگذارد جای مردم نمی تواند بنویسد. من حال شما را می فهمم. ظلم هست ستم هست اما باید ایستادگی کرد. خیلی شجاع اند این بچه ها. من به شما و بچه هاتون افتخار می کنم. در همین وزارت ارشاد الان هستند کسانی که در عمرشان یک داستان پنج صفحه ای هم ننوشته اند اما می آیند و نظر میدهند مثلا در مورد رمان ده جلدی دولت آبادی. من یه موقعی سومین بار بود که دستگیرم کرده بودند بردندم کمیته.طرف گفت باز تو آمدی، دست بردار نیستی؟" و با این جمله گویا آن صحنه را مجسم کرده باشد لبخندی بر چهره اش نقش می بندد. گویی همه از این لبخند خوشحال می شوند که شلیک خنده فضای هال خانه را که به جز همین مبل ها و تلویزیونی کوچک چیزی در آن نیست پر میکند. و انگار او هم ترغیب می شود بیشتر بگوید:

"ازهمان ده دوازده سالگی عاشق مطبوعات کتاب و اینها بودم. دو تا خاطره براتون بگم. کرمانشاه زمستونا سرد بود. تا سیزده بعد از عید کرسی رو جمع نمی کردن. من درازکشیده بودم زیر کرسی.داشتم کتاب می خوندم. پدرم گفت پاشو برام آب بیار. کتاب به دست رفتم براش آب آوردم. وقتی دادم لیوانِ پر رو بهش کمی ریخت رو دستش گفت اون چیه دستت؟ اومدم بگم کتابه یه پس گردنی بهم زد و گفت تو حواست به آبه یا به کتاب؟

یه بار دیگه یه مجله ای اون موقع ها در می اومد به اسم ترقی من وا میایستادم دم روزنامه فروشی در که میاومد می گرفتم بدو می اومدم خونه که بخونم. یه روز که نفس زنان رسیدم خونه پدرم گفت چته؟ گفتم هیچی من به عشق ترقی اومدم خونه.پس از دریافت یک پس گردنیِ دیگه، در اومد که: احمق تو باید به عشق خدا بیایی خونه به عشق ترقی اومدی خونه؟"

اما ظاهرا داستان نویس بزرگ از علاقه جمع به وجد آمده بود، چون پس از لحظه ای درنگ ادامه داد: "خیلی که ما بچه بودیم پدرم ما را مجبور کرد علاوه بر مکتب، درس دینی هم بریم: ما سه تا برادر بودیم سه تا کلاه برایمان داده بود بدوزند که روی آنها نوشته شده بود بسم الله الرحمن الرحیم و یادمان می د ادند مثلا از بر کنیم که: ز بسم الله نبود بهتر کلاهی بنه بر سر برو هر جا که خواهی. و یا این که : اول مطلع دیوان اسرار قدیم هست بسم الله الرحمن الرحیم" !!!!!

پس از چندی که از خاطراتِ قدیم تعریف کرد با همراهی و یادآوری های شهناز، در موردِ وضعیت کنونی و شرایطی که جامعه به آن گرفتار بود صحبت کرد. او می گفت: گرفتاری بچه‌ها به خاطر: نظام سرمایه داری است، ارزش افزوده‌ای که از تلاش همین خلق حاصل می شود.نظام سرمایه داری ایران که بخشی از نظام سرمایه داری جهانی است ، الان عنان گسیخته در حال تاخت و تاز است.

پس از لختی سکوت ،وقتی فراخوان آزادی دانشجویان را به آنها نشان دادند هردو بی درنگ آن را امضاء کردند.

درنهایت خانواده ها با تشکر از میهمان نوازی این زن و مرد مهربان خانه را ترک کردند.

میهمانی کوتاهی بود و خیلی حرفها ناگفته ماند، قرارشد دفعه‌ی بعد پس از آزادی بچه های دربند، با آنها پیش شان برویم.

تجمع اعتراضی در مقابل زندان باستیل

در حمایت از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در بند دانشگاه های ایران

بیست و هشتم دسامبر

از ساعت هفده الی نوزده

در میدان “باستیل”

سه هفته از برگزاری مراسم ١٦ آذر می‌گذرد و بیش از چهل تن از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب دانشگاه‌های سراسرکشور همچنان در بازداشت بسر می‌برند.

از این روی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های ایران روز جمعه ٢٨ دسامبر برابر با ٧ دی ماه را بعنوان روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان در ایران اعلام کرده‌اند.

در این راستا و در جهت اطلاع اذهان عمومی و حساس کردن جوامع بین‌المللی ما جوانان ایرانی آزاد- پاریس در کنار انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران دست به تظاهرات ایستاده‌ای خواهیم زد.

جوانان ایرانی آزاد- پاریس
بیست و ششم دسامبر دو هزار و هفت

Manifestation à Paris

Journée de soutien Internationale aux

Etudiants emprisonnés en Iran

Vendredi 28 décembre 2007

Place de la Bastille à 17H00

Trois semaines après la cérémonie de commémoration du mouvement étudiant de 16 Azar (7 décembre), une quarantaine d’étudiants qui avait participé au rassemblement, sont encore dans les geôles du régime théocratique Iranien.

C’est ainsi que le collectif des familles des étudiants captifs appelle à une journée de mobilisation International le vendredi 28 décembre 2007.

Dans ce cadre, pour informer et mobiliser la communauté internationale sur le sort de ces étudiants, nous appelons les consciences progressistes à venir manifester ce jour là aux cotés du collectif des jeunes iraniens libres et de l’ ADPOI.

Collectif des jeunes Iraniens Libres

Paris, Le 26/12/2007

آرش پاکزاد در انتظار آزادی؟! یا ...

در پی تماس تلفنی دادستان بابل با خانواده آرش پاکزاد و اعلام اینکه آنها می توانند با آوردن وثیقه وی را آزاد کنند، خانواده آرش با در دست داشتن سند به آنجا مراجعه کرده اند. پس از انجام مراحل اداری و تأئید سند، و مراجعه به بازداشتگاه به آنها گفته شده که در فلان خیابان منتظر بمانند. پس از ساعتی انتظار، خانواده وی جویای وضعیت شده اند و مجددا به آنها گفته شده که به فلان میدان بروند و منتظر بمانند. اما پس از چند ساعت انتظار در هوای سرد هیچ خبری نشده است. خانواده وی دوباره وضعیت را جویا شده اند و با این پاسخ بی رحمانه مواجه شده اند که امروز دیگر ساعت اداری پایان یافته و بهتر است که آنها هم بروند. ظاهرا شکنجه های روحی خانواده ها نیز همزمان با آزار دانشجویان در بند بخشی از برنامه ی مسوولان در رابطه با این پرونده ها است. آرش پاکزاد هنوز در بازداشتگاه است.

تماس علی سالم با خانواده اش

علی سالم پس از گذشت بیش از سه هفته از دستگیریش، دیروز برای اولین با خانواده خود تماس گرفت و از سلامت خود خبر داد.
نسیم سلطان بیگی، ایلناز جمشیدی و انوشه آزادبر نیز به ترتیب طی دو روز گذشته و امروز با خانواده های خود تماس گرفته اند. ظاهرا همه آنها وضع روحی خوبی داشته اند و گفته اند که وسایلی که برایشان فرستاده بودند به آنها رسیده است.

گزارشی از دیدار جمعی از اعضای کانون نویسندگان ایران با خانواده های دانشجویان در بند (29/9)

پنج شنبه 29 آذر جمعی از اعضای کانون نویسندگان ایران در منزل مادر یکی از دانشجویان در بند با تعدادی از خانواده های دانشجویان دیدار کردند. این دیدار با حضور دکتر زرافشان، وکیل دانشجویان و از اعضای کانون، فریبرز رئیس دانا، علیرضا ثقفی، منیژه عراقی، علیرضا جباری، اکبر معصوم بیگی، نازی اسکویی، آقای امینی، ناهید خیرابی( روزنامه نگار و فعال سیاسی) و تنی دیگر از فعالین فرهنگی و سیاسی و به منظور ابراز همدلی این بزرگواران با خانواده ها برگزار گردید. ابتدا برخی از خانواده ها شرح مختصری از نحوه و زمان دستگیری عزیزانشان ارائه دادند و بعضا تاکید کردند که تا کنون هیچ تماسی با فرزندان خود نداشته اند. آنها همچنین نگرانی خود را از وضعیت جسمی و روحی بچه ها و نیز اتهامات و نسبتهایی که به آنها داده می شود ابراز کردند. در ادامه آقای زرافشان ضمن دلداری دادن به خانواده ها به آنها اطمینان داد که همه این دوستان در کنار وکلای دانشجویان از آزادی بچه ها حمایت خواهند کرد و به افراد و گروه های سوء استفاده گر چه در داخل و چه در خارج از کشور اجازه نمی دهند که از این جریان برای تبلیغات و سم پاشی های خود استفاده کنند.
پس از آن برای تلطیف جو آقای سهیل آصفی، روزنامه نگار، که خود پس از تحمل دو ماه زندان انفرادی به تازگی آزاد شده بود، شعری را که به بهروز کریمی زاده و سایر رفقای دربند تقدیم کرده بود خواند که باعث دلتنگی بسیاری از خانواده ها برای عزیزانشان شد.
پس از آن آقای رئیس دانا نیز سخنانی در رابطه با حقانیت تفکر و فعالیت این دانشجویان که از وضع عینی و نابسامان اقتصادی در ایران نشأت می گیرد ایراد کرده وناراحتی خود را از این اقدام علیه دانشجویان اعلام کرد.

طبق اخبار رسیده، خانم سیمین بهبهانی نیز برای شرکت در این دیدار آماده بوده اند که متأسفانه به دلیل ناهماهنگی موفق به حضور در جلسه نشده اند. ضمن عرض پوزش از این بزرگوار، از ایشان به خاطر همدلی شان سپاسگزاریم.

لازم به ذکر است که کانون نویسندگان ایران، نامه ای در اعتراض به این دستگیریها تهیه کرده که به امضای جمع کثیری از اعضای کانون رسیده است. (نامه کانون را می توانید در همین وبلاگ ملاحظه کنید.)

کمیته پی جوی آزادی دانشجویان از همه عزیزانی که در این دیدار شرکت کردند نهایت تشکر را دارد.

شعری از روزبه صف شکن


پیشگاهِ سه قطره خون بر شانزدهمین زخم آذرماه



دامانی رنگین از آهِ خون و اشک
که بادهای کویری در آن می پیچند،
با زوزه های مستانه یِ پیچ اندر پیچشان
و نهالِ دردی که از دهانِ نیمه بازت می روید.

بارانی رخنه کرده به خاک سرد
بر روزن های پیکرت
که می تراویدند عزمی سخت
به دیروزِ زندگان.

ای خشمِ خزان یافته یِ هزاذه های درد،
تاوانِ نگاهت را
آهنانی آب دیده
در دشنه هایی برّا چنان نشستند
که از هیمه های جویده ی دندانشان
سب به هیبت خود سوخت.

آذرخش نگاهت
به تاولی سوزان
می گداخت بر پیکرِ وهن
و سربینه یِ سنگین اراده ات
یگانه ای بود
که می جستی در خیل لبخند مردمان،
و اینک شطّ مردمان
که می گذرد از دهلیزهای پیکرت
و آن گاه آرام می گیرد
به دامان لبخنده ای مدام
که خشکیده بر شیار لبانت
و اینک
معشوقگانی سوگوار
با دامانی رنگین از آهِ خ.ن و اشک.

آسوده باش،
اکنونِ زندگان
تنها
به زیر خاک خواهی خفت.
آرام گیر،
بغضت را به زیر خاک ببار این بار.

شعر شماره 7 از کتاب "گلمیخ های سربین"، اثر روزبه صف شکن، (انتشارات آئینه جنوب )، 1384

کسی ازپا نمی نشیند.

گزارشی از تجمع دانشجویان در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

شب

با گلوی خونین

خوانده است

دیرگاه

دریا

نشسته سرد.

یک شاخه

در سیاهی جنگل

بسوی نور

فریاد می کشد.

با گذشت سه هفته از 16 آذر و دستگیری گسترده ی بیش از 40 دانشجو، دیروز، سه شنبه 4 دی ماه تجمع و تریبون آزادی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در حمایت از دانشجویان زندانی برگزار شد.
این تجمع با مشارکت طیفهای مختلف دانشجویی از جمله دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ، دانشجویان کُرد و دانشجویان طیف دموکراسی خواه ساعت 12:30 در سلف دانشکده علوم اجتماعی و بدون فراخوان قبلی برگزار گردید. طبق قرار قبلی اعضای دفتر تحکیم نیز بایست حضور می یافتند اما به جز یک نماینده از آنها کسی حضور پیدا نکرد.

پیش از این دانشجویان پلاکارد ها و عکس های دانشجویان زندانی را به دیوار سلف آویختند. پلاکاردهایی چون : آزادی و برابری – اتحاد، مبارزه، پیروزی – همکلاسی هایمان را آزاد کنید – آکادمی در حصار فاشیسم – زندانی سیاسی آزاد باید گردد – فعالان چپ را آزاد کنید – دانشجویان کرد را آزاد کنید و... به چشم می خورد.
بیش از 100 تن از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی و دیگر دانشجویان دانشگاه های تهران در این تجمع شرکت کردند، تعدادی از خانواده های دانشجویان دربند نیز در این تجمع حضور داشتند. تجمع با سرود یار دبستانی و شعار "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" آغاز گردید و پس از آن یکی از نمایندگان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به ایراد سخنرانی پرداخت. وی با معرفی دانشجویان زندانی و دفاع از مبارزه ی آزادی خواهانه ایشان دانشجویان را به اتحاد و تلاش برای آزادی آنان دعوت کرد. سپس یکی از فعالان کُرد دانشگاه تهران بیانیه دانشجویان و فعالان کرد را قرائت کرد. وی با رد اتهام تجزیه طلبی به فعالان کرد اذعان کرد که در واقع این حاکمیت است که مردم را به خودی و غیرخودی تجزیه کرده است. در ادامه، نماینده ی دانشجویان طیف دموکراسی خواه به ایراد سخنرانی پرداخت. او نیز بازداشت گسترده ی دانشجویان چپ را محکوم کرد و آزادی تمامی دانشجویان را خواستار شد.
در تمام مدت تجمع شعارهای "اتحاد ، مبارزه ، پیروزی" و "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" و "دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد" ، "سعید حبیبی آزاد باید گردد" به کرات از سوی جمعیت حاضر تکرار می شد.
دانشجویان مستقل دانشگاه علوم اجتماعی نیز به خواندن بیانیه خود پرداختند و مصرانه خواستار آزادی انوشه آزادبر و دیگر دانشجویان در بند شدند. یکی از همکلاسی های انوشه آزاد بر، دانشجوی زندانی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، با صحبت در مورد انوشه، وی را افتخار دانشگاه خود خواند و خواهان آزادی فوری انوشه و دیگر رفقا گردید.
سپس بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر ایران قرائت گردید. در این بیانیه ضمن اشاره به سرکوب های دهشتبار دهه شصت و کشتارهای سال 67 و همچنین سرکوب کارگران خاتون آباد، و نیز افشای تلاش تمامی جناح های رژیم برای از بین بردن جنبش های آزادی خواه و برابری طلب جامعه در لفافه های گوناگون، اعلام نمود که فریاد رسای آزادی خواهی و برابری طلبی در دانشگاه حتی با سرکوب فاشیستی نیز ساکت نخواهد شد و تا آزادی تمامی دانشجویان زندانی مبارزه ادامه خواهد داشت. در ادامه یکی از دانشجویان به نمایندگی از دانشجویان دانشکده مدیریت به سخنرانی پرداخت و او نیز سرکوب و شکنجه ی دانشجویان را به شدت محکوم کرد.
در پایان دانشجویان با اعلام ادامه مبارزه و اعتراض تا آزادی تمامی دانشجویان زندانی با سرود "یاردبستانی" و "برپا خیز از جا کن..." به این تجمع خاتمه دادند.

حضور پرشور دانشجویان و حمایت های دلگرم کننده‌شان گرمای خاصی به وجود همه داد. آنها با برگزاری این تریبون آزاد نشان دادند که هرگز از پا نمی نشینند و در راه پیشبرد آزادیخواهی و برابری طلبی و برای آزادی رفقای دربندشان از پرداخت هیچ هزینه ای فروگذار نخواهند بود. آنان دیگر بار نشان دادند که آزادیخواهی و برابری طلبی در اساس جامعه ریشه دارد و با دست گیری 40 نفر، 100 نفر و 1000 نفر هم نخواهد خشکید. تا شکاف طبقاتی وجود دارد آزادیخواهی و برابری طلبی هم وجود دارد، تا ستم بر زن وجود دارد آزادیخواهی و برابری طلبی هم وجود دارد و ... این تجمع که بدون هیچ تبلیغ و حمایتی از طرف هیچ رسانه ای صورت گرفت گامی در این جهت بود. برخلاف تمام کارهایی که تا کنون انجام گرفته بود این حرکت خودجوش صدای رساتری بود و تاثیر چشم گیری بر همه داشت. فراموش نکنیم که فضای رعب و وحشت در جای جای جامعه به خصوص در بطن دانشگاه موج می زند. در حقیقت هر کس آن جا بود می دانست که ممکن است این حضور هزینه داشته باشد. واقعاً کسی ابایی از آن نداشت.کسی از پا نمی نشیند.

سه هفته پیش بود.

سه هفته پیش بود. همین روز یک شنبه. دو روز از مراسم بزرگداشت محکومیت قتل های پوینده و مختاری در امام زاده طاهر گذشته بود. دو قتلی که در کنار دهها مورد دیگر کمتر کسی در حاکمیت است که آنها را دست کم نشانه ضعف اگر نه نشانه سرافکندگی نظام نداند. آخر چطور چند مامور خود سر وزارت اطلاعات توانسته بودند در بالاترین سطوح آن وزارت خانه نفوذ کنند و در نظامی که همواره داعیه آزادی داشته است شنیع ترین قتلهای تاریخ را مرتکب شوند؟

اما گویا این همه درس عبرتی نشد تا رفتاری چنان فجیع را برای همیشه مانع شود. چند سال گذشت و به زهرا کاظمی برخورد جسم سخت با سرش!! را نسبت دادند. نسبتی آن قدر مضحک که باعث می شود بعد از چهار سال پرونده مجددا به جریان بیافتد.

به محمود صالحی کارگر اتحادیه خبازان سقز حتی در حالت اغما!! هم مرخصی داده نمی شود. او در تلاش بوده که مراسم اول ماه مه – روزجهانی کارگر را – در سقز به صورتی مستقل برگزار کند.

در همان مراسم پوینده و مختاری هم دانشجویان آزادی خواه و برابری طلبی که حضور داشتند آزادی کارگران و دانشجویان دربند را فریاد کرده بودند.

امسال قرار بود این دانشجویان مراسم مستقل 16 آذر را به خاطر مصادف شدن آن روز با جمعه در روز سه شنبه 13 آذر برگزار کنند. اما درست همان یک شنبه بود که موج دستگیریها گسترش بی سابقه ای یافت. آن قدر بی سابقه که تا روز سه شنبه بیش از سی تن از دانشجویان به اشکال مختلف دستگیر شده بودند.

زمان گذشت و پیگیری خانواده ها از همان شب آغاز شد. آنها عمدتا از طریق دوست و آشنای فرزندانشان از این دستگیریها مطلع می شدند. چرا که ماموران امنیتی خود را موظف نمی دانستنند با خانواده ها تماس بگیرند. خوب! لابد خودشان فرزندی نداشتند یا از اضطراب مادرانه چیزی نشنیده بودند.

زمان گذشت اما خانواده ها نمی توانستند و نمی توانند به غیاب فرزندانشان عادت کنند. این زخمی نیست که کهنه بشود. تولد فرزند دلبندِ دربند یا احیانا تولد این یکی که آزاد است ولی نمی تواند از آزادیش لذتی ببرد وقتی که خواهر یا برادرش در بند است، هر نگاه به چوب رختی که کسی از آن لباسی برنمیدارد تا به تن کند، هر غذای لذیذی که در غیاب آن عزیز تو بی مزه می شود، اینها و دهها یاد مشابه، مادر، خواهر، همسر و همه را وامیدارد که هرروز از این جا به آن جا بروند، امروز این کمیسیون در مجلس، فردا قوه قضاییه پس فردا رفتن به دفتر دکتر زرافشان وکیل دانشجوها روز دیگر استمداد از برنده جایزه نوبل صلح تا از نفوذش در جهت آزادی بی قید و شرط عزیزانشان استفاده کند. چرا که همه متفق القول می دانند جرمی مرتکب نشده اند.

چند روز بعد در شب یلدا سوز و سرما را به جان می خرند و وقتی که درخواست ملاقات عزیزان بی گناهشان بی پاسخ می ماند مقابل مخوف ترین جای شهریعنی زندان اوین به یاد عزیزان پشت دیوارشان شمع روشن میکنند. مقابل زندانی که امیدوار بودند پس از انقلاب 57 به موزه ای بدل شود برای نشان دادن زشتی های رژیم ستم شاهی نه دیواری مانع میان آنان و عزیزانشان.

اما مگر خواست این دانشجویان چه بود و چه مواردی را در آن روز مطرح کرده بودند؟ نگاهی به پلاکلاردها و شعارهای آنان پاسخ سوال ما را می دهد: مخالفت با حمله ی نظامی و تحریم اقتصادی؛ خواست تشکل های مستقل و واقعی اجتماعی؛ مخالفت با طرح هایی چون سهمیه بندی بنزین که معیشت مردم را تهدید می کند؛ تلاش در جهت پیوند جنبش دانشجویی با جنبش های کارگری و زنان. جالب آن که در این بین حتی یک مورد هم دال بر معاند بودن آنان نمی توان یافت. اما ظاهرا هنوز عوامل خود سر در وزارت اطلاعات کم نیستند و در واقع آن قدر قدرتمندند که می توانند بیانیه این وزارت خانه را رأساً بنویسند و به دانشجویان بزرگترین دانشگاه کشور همراه داشتن تیروکمان!! و کتب ضاله!! را نسبت دهند. شاید وقت آن رسیده که کل حاکمیت با تبرئه کلیه دانشجویان از تکرار سناریوهای بی اساس پیشین دست بردارد. تن یکی

گزارش شماره 10 از اقدامات خانواده ها*

امروز سه شنبه 4/10/86 و با گذشت بیش از سه هفته از دستگیری بچه ها خانواده ها همچنان راه دادگاه انقلاب و مجلس را می پویند تا بلکه یک قدم به آزادی بچه ها نزدیکتر شوند.
صبح امروزساعت 8.30 وکلای دانشجویان - آقایان زرافشان، شریف، سلطانی، رئیسیان، معصومی، ابوطالبی، داورزاده و خانمها پراکند، محمدی و میرزایی- به دادگاه انقلاب مراجعه کردند و توانستند وکالتنامه های خود را به دادگاه بدهند تا در صورت امکان برای امضا به بازداشتی ها داده شود. آنها همچنین می خواستند برای روشن شدن وضعیت بچه ها و بویژه آنهایی که شرایط مبهم تری دارند با قاضی حداد، معاون امنیت نیز ملاقات کنند که البته موفق نشدند. وکلا و برخی از خانواده ها تا حدود ساعت 11 آنجا بودند.

پس از آن خانواده مطابق قرار خود با آقای محمدی، ساعت 1.30 در مقابل مجلس برای چندمین بار گرد هم آمدند. آنها پس از 3 ساعت انتظار توانستند ساعت 4.30 و در مقابل در مجلس وی را ببینند. آقای محمدی مجددا به خانواده ها اعلام کرد که کلیه بچه ها مرتکب جرم شده اند اما درجاتش فرق می کند. وی نیز بدون وجود هیچ دادگاه و حکمی اتهام ارتباط با گروه های خارج از کشور، قصد براندازی، قصد جذب به گروه های خارج از کشور و پیکارهای مسلحانه را به بچه ها نسبت داد. وی گفت که این بچه ها تفکرات مارکسیستی داشته و قصد شیوع آن را داشته اند؛ و آنها جلو این امر را گرفته اند. وی همچنین افزود که آنها وزیر علوم را نیز به مجلس خواسته اند و از وی در مورد اینکه چرا گذاشته که وضع دانشگاه ها به اینجا برسد توضیح خواهند خواست.
وی در پاسخ به سوال خانواده ها در مورد آزادی بچه ها گفته است که همه بجز چند نفر آزاد می شوند آما زمانش معلوم نیست. یک سری از پرونده ها تکمیل شده و یک عده هم حاضر به همکاری نشده اند. وی در پاسخ به اعتراض خانواده ها در مورد بی قانونی دادگاه و اطلاعات و پاسخ نگرفتن از داخل و لزوم رو آوردن آنها به نهادها و نیروهای خارج گفت که در مورد آقای اکبر گنجی آقای بوش گفت که ما گنجی را آزاد می کنیم اما آقای گنجی تا وقتی که محکومیتش تمام نشد نتوانست بیرون بیاید.!
آقای محمدی همچنین به خانواده ها گفته است که اگر زیاد پافشاری کنند، بازجویی ها و پرونده به خانواده ها هم کشیده می شود!

در پایان خانواده ها اسامی بچه هایی را که تاکنون با منزل تماس نگرفته اند را به وی دادند و از وی خواستند که در مورد این افراد تاکید کند که امکان تماس تلفنی آنها با خانواده هایشان فراهم شود. این افراد شامل مهدی گرایلو، بهروز کریمی زاده، علی سالم، نادر احسنی، سعید حبیبی، مجید اشرف نژاد (و احیانا اسامی دیگری که شاید از قلم افتاده باشد) بود. آقای محمدی همچنین قول داد که برای عید غدیر برای تعدادی از بچه ها قرار ملاقات تنظیم کند.

پس از آن تعدادی از خانواده های دانشجویان دربند په دیدار آقای علی اشرف درویشیان رفتند. وی نیز با وجود ضعف زیاد جسمی به گرمی از آنها استقبال کرد و ضمن ابراز ناراحتی از این برخورد با دانشجویان و در بند بودن بچه ها حمایت خود را از خانواده های آنها اعلام کرد. (شرح کاملتر این دیدار در گزارش مستقلی آورده میشود.)

پیش از این خانواده ها روز 5 شنبه 29/9/86 در منزل مادر یکی از دانشجویان با سایر اعضای کانون نویسندگان ایران دیداری دوستانه داشتند. در این دیدار نیز مهمانان همدلی خود را با خانواده ها و حمایتشان را از آزادی بی قید وشرط بازداشت شدگان مراسم 16 آذر اعلام کردند. (شرح این دیدار در گزارش های آتی آورده خواهد شد.)

حمایت شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل از آزادی دانشجویان


شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل 2003 و دبیر کانون مدافعان حقوق بشر در ایران با امضای فراخوان کمیته پی جوی آزادی دانشجویان در بند، از آزادی بی قید و شرط دانشجویان حمایت کرد.

گزارش شماره 9 از اقدامات خانواده ها

امروز دوشنبه 3/10/86 خانواده ها ی دانشجویان ساعت 9 صبح در مقابل درب ملاقات زندان اوین جمع شدند تا بلکه بتوانند از مسوولین وقتی برای دیدار با فرزندان خود بگیرند. تک تک خانواده ها اسم ملا قات شونده و ملاقات کننده را در برگه های مخصوص ملاقات نوشته و خواستار دیدار با عزیزانشان شدند. اما آنچه در پاسخ به این درخواستشان شنیدند چیزی نبود جز اینکه بچه ها ممنوع الملاقات اند، آنها همکاری نمی کنند. پس از این دلشکستگی همراه با خشمی فروخورده، مادران و پدران تنها توانستند کمی پول و احیانا لباس برای فرزندان خود بفرستند که البته در مورد لباسها نمی توان مطمئن بود که به دست بچه هایشان خواهد رسید.
پس از آن خانواده ها تصمیم گرفتند که برای اعلام خواسته های خود – در درجه اول آزادی و در غیر اینصورت ملاقات با عزیزانشان- و نیز روشن شدن وضعیت فرزندانشان به دفتر آقای شاهرودی، رئیس قوه قضائیه مراجعه کنند. در دفتر آقای شاهرودی آنها با برخورد بسیار نامناسبی روبرو شدند و به آنها گفته شد که کارشان به آقای شاهرودی ربطی ندارد، هر وقت به محکومین حکم دادند آن موقع به آقای شاهرودی مربوط می شود. خانواده ها ساعت 2 بعد ازظهر از هم جدا شدند تا هر یک در تنهایی خود به عزیزی که بی گناه و تنها در این سرمای زمستان و دور از آنها و در پشت دست نیافتنی ترین دیوارها روزها را می شمارد فکر کنند.

خانواده های دانشجویان در بند به همراه وکلایشان، فردا ساعت 8.30 به دادگاه انقلاب مراجعه می کنند. همچنین ساعت 1.30 نیز با آقای محمود محمدی قرار ملاقات دارند.

نیما نحوی آزاد شد!

نیما نحوی دیروز پس از تحمل 9 روز انفرادی در بازداشتگاه اطلاعات ساری و سه روز زندان عمومی در بابل با وثیقه 6 میلیون تومانی از زندان عادی بابل آزاد شد. خانواده وی به دلیل در دست نداشتن این مقدار پول نقد ناچار به وثیقه گذاشتن سند منزل شده اند. نیما نحوی در تاریخ 20 آذر و پیش از آغاز تجمع دستگیر شده بود. آزادی نیمای عزیز را به خانواده وی و تمامی انسانهای آزاده تبریک می گوییم و از خانواده وی به خاطر اعلام حمایت مجدد خود تا آزادی همه عزیزان بی گناه دربند سپاسگزاریم.

گزارش شماره 8 از اقدامات خانواده ها

امروز یکشنبه 2/10/86 خانواده های دانشجویان دربند (10 خانواده به نمایندگی)، طبق قرار تنظیم شده با خانم عبادی ساعت 8 صبح در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر حاضر شدند. خانواده ها خواستار حمایت و مساعدت خانم عبادی و کانون از آزادی بی قید و شرط دستگیر شدگان بودند. خانم عبادی نیز به گرمی از آنان استقبال کرده و گفت که کانون مدافعان حقوق بشر به هر نحو ممکن در راستای آزادسازی این بچه ها تلاش می کند.
پس از آن خانواده های دانشجویان به اتفاق و طی یک تصمیم جمعی به مقابل سازمان ملل (پشت حسینیه ارشاد) رفتند تا بخشی از نگرانی خود را با آنها تقسیم کنند. مادر آرش پاکزاد که با عزمی راسخ در راه آزادی پسرش و سایر دانشجویان در بند، از مازندران به تهران آمده بود نیز در مقابل سازمان ملل به سایرین پیوست. در آنجا خانواده ها با ذکر اینکه آنها خانواده های دانشجویان دستگیر شده در راستای مراسم 16 آذر هستند، خواستار دیدار با بک مقام مسوول شدند. خانمی برای شنیدن سخنان مادران به مقابل در آمد و توضیحات خانواده ها را گوش کرد؛ اما وی مُصربود که خانواده ها این صحبت ها را به صورت کتبی بنویسند و به آنها بدهند تا آنها به کمک آن بتوانند اقدام کنند. وی همچنین از تجمع خانواده ها در مقابل این سازمان بسیار هراسناک بود و معتقد بود که ممکن است برای خود خانواده ها مشکل ایجاد شود. اما همه ی مادران یکصدا بر این عقیده بودند که دیگر آب از سرشان گذشته است و جای نگرانی نیست. سربازان نگهبان نیز دائم سر می کشیدند و علت این جمع شدن را می پرسیدند. در نهایت قرار شد که خانواده ها نامه ی مختصری تهیه کنند و به این سازمان بدهند تا آنها اقدام لازم را انجام دهند. با گذشت زمان به وضوح فضای مقابل سازمان امنیتی تر می شد و نیروهای امنیتی قصد سر در آوردن از کار خانواده ها و پیش گیری از هر گونه اقدام آنها را داشتند.
پس از ترک سازمان ملل خانواده ها به مقابل مجلس رفتند تا از آقای محمدی، رئیس کمیته امنیت خارجی کمیسیون امنیت ملی، در مورد اتفاقات نیفتاده! – آزادی یا ملاقات- توضیحی بخواهند. پس از 2 ساعت انتظار آنها تنها توانستند با منشی وی به صورت تلفنی صحبت کنند و اطلاع پیدا کنند که امروز نمی توانند با وی دیدار کنند. پس از آن آقای محمدی طی تماس تلفنی با یکی از مادران گفت که برای قرار ملاقات بعدی خودش آنها را خبر می کند. پیش از این و طی ملاقات قبلی نمایندگان خانواده ها با آقای محمدی، آنها امیدوار بودن که دست کم برای هفته گذشته یک امکان ملاقات با عزیزانشان پیدا کنند.

فردا دوشنبه ساعت 9 خانواده ها به بخش ملاقات بازداشتگاه اوین می روند. دوشنبه ها روز ملاقات بند 209 است و خانواده ها امیدوارند که بتوانند از مسوول اطلاعات امکان ملاقاتی با فرزندانشان بگیرند.

دیدار با شیرین عبادی برنده جایزه نوبل صلح

صبح امروز يكشنبه 2/10/86 خانواده هاي حدود 10 تن از دانشجويان به نمايندگي، براي ديدار با خانم شيرين عبادي، برنده جايزه نوبل صلح و دبير كانون مدافعان حقوق بشر در ايران، به دفتر كانون مراجعه كردند.
با گذشت سه هفته از اولين بازداشت ها در تهران (يكشنبه 11 آذر) هنوز برخي از خانواده ها نتوانسته اند كوچكترين تماسي با فرزندان و عزيزان خود داشته باشند. هيچ يك از دانشجويان دربند (در تهران) اجازه ملاقات با خانواده یا وكيل را نداشته اند و برخی از آنها هنوز یک تماس تلفنی هم نگرفته اند. و اين همه بي خبري و دوري از عزيزان بي گناهشان و نگرانی از وضعیت آنهاست كه خانواده ها را به هر روزنه اي كه آنها را يك قدم به آزادي فرزندانشان نزديك كند رهنمون مي شود.
امروز خانواده هاي دانشجويان در بند از كانون مدافعان حقوق بشر و خانم عبادي خواستند كه نهايت مساعدت خود را در راه آزادي بي قيد و شرط عزيزانشان كه به ناحق در زندانهاي انفرادي گرفتار آمده اند، بكنند. با توجه به صحبت های خانم عبادی حمایت کانون در قالب ارئه گزارش و اطلاع رسانی خواهد بود.
در این دیدار آقای سلطانی از وکلای مدافع دانشجویان دربند و از موسسان کانون مدافعان حقوق بشر نیز حضور بهم رساندند و ضمن اعلام حمایت ضمنی کانون از خانواده ها، به آنها اطمینان دادند که گروه وکلا (که تعداد آنها 10 نفر می باشد) از فردا و به طور دایم پیگیر وضعبت پرونده دانشجویان خواهند بود.
کمیته پی جوی آزادی دانشجویان در بند ضمن سپاس فراوان از خانم عبادی، بی صبرانه منتظر آزادی دانشجویان دربند است.

A Short Report

On the threshold of the University Students’ Day the “Equality and Freedom Seeking University Students” were preparing themselves to celebrate this day independently on Azar 13. Their protest against military attack, economic sanctions and internal despotism (increasing militarization of the society in general and universities in particular); the defense of the civil rights; solidarity of the social movements(Students, Workers and Women); the freedom of political prisoners and demarcation with the two wings(reformists and hard-liners) in the authority were among their pivotal demands. Their way to achieve these goals was the formation of an independent organization for further solidarity among the students.

But these were not tolerable for persons in power.

The arrests began with Milad Moini, Behrang Zandi and Hamed Mohammadi on Wednesday Azar 7. As the first two ones were released on Azar 8, a hope was developed reinforcing the possibility that these arrests were not chain ones. However, this hope was shattered before long as a new wave of arrests of the “Equality and Freedom Seeking University Students” continued 3 days later. Mehdi Grailoo(a student of the University of Tehran) was arrested by the Intelligence Forces as he was coming out of his house on Sunday morning. In the afternoon, two other “Equality and Freedom Seeking” students were detained as one of them Ilnaz Jamshidi (a Student of Azad University Tehran Central Branch) was her friend’s -Anoosheh Azadbar (a Student of University of Tehran)-guest. The security forces stormed the house and confiscated Anoosheh’s computer case, her brother’s Laptop and the documents related to Armane No(New Ideal) – a university monthly. The wave of the arrests continued as Saeed Habibi (A university activist and the ex-secretary of Tahkime Vahdat) and Behrooz Karimizade (the expelled student of the University of Tehran) were arrested on the same day. The arrests went on as Keyvan Amiri Elyasi ( a student of Sharif University of Technology) and Nasim Soltan Beygi (a student of Allameh University) along with a few cases of imprisonment in other cities on Sunday.

Although the determined students were receiving short mobile messages from unknown and suspicious phone calls which threatened them so that they would not hold their demonstration and about 30 of their comrades were arrested by the time of the demonstration Azar 13 (December 4) they commemorated this day with the participation of more than 700 students.

On that day, the University of Tehran witnessed one of the most unprecedented presences of the security and intelligence forces both at the University and on the streets around it. The declaration of the “Equality and Freedom Seeking University Students” was read by one of the students. Its central issues were: “A University is not A Garrison” and “No War”. A few of the students announced their viewpoints, namely, their protest against war, their protest against despotism and repression, the necessity of the unity of the different social movements: Women, Workers and University Students. They also called on the immediate and unconditional freedom of all political prisoners. During the ceremony and right after that we witnessed more arrests, the number of which is now more than 40. In all the cases the security forces hardly felt themselves responsible to let the families of the imprisoned students know about their situation for a few days after their arrest.

The lengthy and stressful follow-up of their situation by the families showed the families in Tehran the way of notorious Evin Prison, where more than 3o students are detained. Most of the students are kept in ward no 209(related to the ministry of Information) where as a few are in the ward no (325 related to Sepah - the guardians of the Islamic revolution. One of the students is said to have committed suicide, an attempt which has been neither confirmed nor rejected by the authorities. The situation of the students in other cities are said to be even worse.

In a declaration, the ministry of information has condemned the students for many diversified and somehow ridiculous issues: from carrying catapults, having so-called misleading books, having alcoholic drinks and even drugs and sound grenades.

It has been more than 3 weeks since the beginning of these arrests and during this period neither the family members nor the students’ lawyers have been permitted to meet them. In a few cases the inspectors have threatened the families so that they may not ask for a lawyer. Since new arrests are going on every day, nobody knows about the future of the imprisoned students.

In the following you may find a partial list of the students arrested. We can never claim to have a full list of the students as the authorities have never issued a complete list of the detainees.

Mehdi Gerailoo- University of Tehran
Nader Ahsani - Ex-student of the University of Mazandaran
Anoosheh Azadbar - University of Tehran
Ilnaz Jamshidi - Azad University of Tehran(south branch
Behrooz Karimizadeh - Expelled student of the University of Tehran
Saeed Habibi - Ex-student of the Sharif University of Technology
Ali Salem - Amirkabir University of Technology
Milad Omrani - Shahid Rajayi Teacher Training University
Abed Tavancheh - Expelled student of Amirkabir University of Technology -Released
Yaser Pirhayati - Shahed University
Roozbeh Safshekan - University of Tehran
Saeed Aghamali - Art University of Yazd
Roozbehan Amiri - University of Tehran
Nasim Soltanbeigi - Allame Tabataba'ee University
Mahsa Mohebbi
Keyvan Amiri - Sharif University of Technology
Hadi Salari - Shahid Rajayi Teacher Training University
Amir Aghayi - Shahid Rajayi Teacher Training University
Farshid Farhadi Ahangaran - Shahid Rajayi Teacher Training University
Mohsen Ghamin - Amirkabir University of Technology
Soroosh Hashempoor - Shahid Chamran University of Ahvaz
Hamed Mohammadi - University of Mazandaran - Released
Arash Pakzad - University of Mazandaran
Hassan Maarefi - University of Mazandaran - Released
Behrang Zandi - University of Mazandaran - Released
Peyman Piran
Majid Ashrafnejad - Shahid Rajayi Teacher Training University
Ali Kalayi - Azad University
Amir Mehrzad
Shoan merikhi- University of Mazandaran
Sara Khademi- University of Mazandaran - Released
Nima Nahvi-Technical University of Babol
Mohammad Saleh Ayuman- Graduate student of Political Science
Sohrab Karimi- Graduate student of Political Science
Farshad Dustipour- Mechanical Engineering
Javad Alizadeh- Graduate Student of Political Science
Parsa kormanjiyan- Azad University of Kermanshah - Released
Alireza Heidari- Azad University of Kermanshah - Released

Bahram Shojaii- Azad University of Tehran
Younes MirHoseini- Bahonar University of Shiraz -Released
Milad Moini – University of Mazandaran - Released

نامه ی جمعی از نويسندگان ايران در اعتراض به ادامه ی بازداشت های دانشجويان

روشنفکران! زنان و مردان آزاده!

روز 11 آذر و روزهای بعد بيش از 30 تن از فعالان دانشجويی به بهانه ­ی "قصدِ" برگزاری مراسم 16 آذر، روز دانشجو، بازداشت شدند و تا امروز هم­ چنان در بازداشت به سر می­برند.

امضاکنندگان اين نامه ضمنِ ابراز نگرانی شديد از وضعِ ناروشن اين دانشجويان و برخوردهای امنيتی و پليسی با مقوله­ ی فرهنگ و دانشگاه و دانشجو، بر آن اند که خواستِ آزادی نه ويژه­ ی دانشجويان که خواستِ همه ­ی مردمی است که از سانسور و سرکوب و آزار به جان آمده­ اند.

امضاکنندگان زير خواهانِ پايان بخشيدن به اين وضع ناگوار در همه ­ی عرصه­ های فردی، فرهنگی، اجتماعی و سياسی، و آزادی فوری و بی ­قيد و شرطِ دانشجويانِ دربند اند.


سيمين بهبهانی- علی­ اشرف درويشيان- ابراهيم يونسی- انور خامه­ ای- پرويز بابايی- بابک احمدی- ضياء موحد- مجيد امين ­مويد- قطب ­الدين صادقی- ناصر زرافشان- فريبرز رييس ­دانا- سيدعلی صالحی- محمد محمدعلی- محمود استادمحمد- محمد خليلی- فرج­ الله شريفی- حسن مرتضوی- فرزانه طاهری- جاهد جهانشاهی- محمد شريف- قاسم روبين- عباس مخبر- محمد قائدشرفی- فريبا وفی- شيوا ارسطويی- ناهيد فروغان- يونس تراکمه- مهين خديوی- ناهيد موسوی- احمد باطبی- مظفر درفشی- علی صداقتی ­خياط- رضا خندان (مهابادی)- علی ايرانلو- حميدرضا نجفی- فرخنده حاجی­زاده- یوسف­ عزيزی ­بنی ­طرف- کامران جمالی- فاطمه سرحدی­ زاده- علی­رضا ثقفی- حسين حضرتی- منيژه عراقی- حميد يزدان­پناه- علی­ اصغر شيرزادی- عليرضا جباری- فلامک بردايی- حسين افشار- علی عبداللهی- ری­را عباسی- فرامرز سه­دهی- حسين صفاری­دوست- فريدون چمنی- فرزانه آقايی­پور- محمد زندی- شمس آقاجانی- محمد رئوف­ مرادی- رضا مرادی­ اسپيلی- رضا عابد- ناهيد سرشکی- بهنام ناصری- آرش عندليب- رحيم رسولی- محمد حيدر- هژير پلاسچی- انوش صالحی- حسن صانعی- مريم آموسی- مه­آ محقق- اکبر معصوم ­بيگی- نسترن موسوی.

٢٨ دسامبر را به روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان در ایران تبدیل خواهیم کرد!

مردم آزادیخواه!

بیش از دو هفته است که ٤٣ تن از دانشجویان و فعالین سیاسی دانشگاه های ایران طی عملیات های شبانه از روز ٢ دسامبر ربوده شده و یا در جریان مراسم های روز دانشجو در روز ٧ دسامبر و پس از آن در ایران دستگیر و زندانی شده اند.

به دستگیر شدگانی که جرمی جز دفاع از آزادی و برابری ندارند٬ به دانشجویانی که مخالفت خود را با فضای جنگی اعمال شده از طرف حکومت اعلام داشته بودند٬ به کسانی که دانشگاه را میخواهند نه پادگان نظامی را٬ به یاران ما که جرمی جز دفاع از انسانیت و عدالت ندارند٬ به برگزار کنندگان مراسم های روز دانشجو که بر پرچم هایشان نوشته شده بود، نه به جنگ، دانشگاه پادگان نیست! نه به تبعیض جنسیتی، کارگران اتحاد! آزادی و برابری! اتهاماتی واهی و ساختگی از جمله اقدام علیه امنیت ملی و حتی بمب گذاری وارد ساخته اند.

بر کسی پوشیده نیست که زندانیان سیاسی در بند ٢٠٩ و ٣٢٥ اوین در چه شرایط وخیمی به سر می برند. متاسفانه هر روز خبرهای ناگواری از سلامتی دانشجویان در بند به ما می رسد. طبق اخبار دریافتی، یاران ما زیر شدیدترین شکنجه ها و فشار های جسمی و روانی قرار دارند.وضع جسمی دانشجویان بسیار نگران کننده است. به زندانیان اجازه ملاقات و تماس با خانواده های خود داده نشده است. وکلای دانشجویان امکان ملاقات با موکلین خود را ندارند. دانشجویان زندانی در زندان های حاکمیت از اولیه ترین حقوق انسانی نیز محرومند!

این رفتار حکومت اسلامی با دانشجویان با اعتراضی جهانی روبرو گشته است. سازمان عفو بین الملل طی نامه ای رسمی به سران حکومت نسبت به دستگیری دانشجویان اعتراض کرده است٬ رﺋیس پارلمان اروپا خواهان آزادی فوری دستگیر شدگان شده است. طی دو هفته گذشته صدها نامه همبستگی از سراسر جهان به دست ما رسیده اند٬ آکسیون ها و تظاهرات های متعددی در سراسر جهان علیه این رفتار وحشیانه تاکنون صورت گرفته است.

ما دانشجویان آزایخواه و برابری طلب٬ به نمایندگی از همه دانشجویان ایران از این موج همبستگی با احساسی افتخارآمیز تشکر میکنیم. واقعیت اما این است که علیرغم این اعتراضات وسیع از طرف مجامع بین المللی و مردم آزادیخواه جهان٬ یاران ما هنوز در بند هستند.

برای تقویت جنبش آزادی دانشجویان زندانی باید اقدامی جهانی را سازمان داد!

به این مناسبت ما روز جمعه ٢٨ دسامبر برابر با ٧ دی ماه را بعنوان روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان در ایران اعلام میکنیم. از همه شما٬ از همه سازمان ها٬ نهادها و مراجع بین المللی میخواهیم که در این روز هم زمان و از هر طریقی که امکان آن را دارید٬ اعتراض خود را به روند بازداشت ها اعلام دارید و همگام با دانشجویان آزادیخواه ایران٬ خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان شوید. اعتراضات وسیع شما در خارج از ایران به نیروی اعتراضی ما در جامعه ایران قدرت و توان بیشتری میبخشد و موجبات آزادی سریعتر دوستان دانشجویمان را فراهم میسازد.

جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در ایران به حمایت های بیشتر شما نیاز دارد!


زنده باد آزادی!

زنده باد برابری!

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های ایران

١٩ دسامبر ٢٠٠٧ - ٢٨ آذر ١٣٨٦

آزادی تعدادی از دانشجویان مازندران

حامد محمدی، بهرنگ زندی و حسن معارفی از دانشجویان بازداشتی مازندران که بیش از سه هفته در بازداشت بودند، پنج شنبه ۲۹ آذر آزاد شدند. میلاد معینی نیز پیشتر آزاد شده بود. با این حال، آرش پاکزاد، دیگر دانشجوی بازداشتی در مازندران هنوز در زندان به سر می برد.

گزارش شماره 7 : پیگیری ها ادامه دارد، اما تا به کی ...

صبح امروز شنبه 1/10/86 خانواده های 11 تن از دانشچویان دربند با امید به آزادی فرزندانشان -با توجه به وعده های داده شده به آنها- راس ساعت 10 یه دادگاه انقلاب مراجعه کردند. مطابق هر بار آنها نتوانستند با بازپرسی شعبه 2 ملاقات کنند و تنها از طریق تلفن با مسوول دفتر آقای موسوی، بازپرس شعبه 2، صحبت کردند. در کمال تعجب وی در پاسخ تک تک خانواده ها گفت که اصلا پرونده در اختیار آنها قرار ندارد. وی گفت که برگه های استعلام کامپیوتری تنها به این معنی است که اسم این افراد در لیست آنها قرار دارد، اما پرونده آنها ممکن است 2 ساعت دیگر یا 10 روز دیگر به دست آنها برسد.

زندان اوین و شب یلدا

امشب شب یلداست. طولانی ترین شب سال. آموخته ای امشب را تا پاسی از شب گذشته بیدار بمانی و در کنار سایر اعضای خانواده و دوستان خرامیدن زمستان را ناظر باشی. هندوانه ای و آجیلی برای این شب که هر چه هم گران باشد متناسب با فقر خود آن را فراهم می کنی: پسته کله قوچی اگر نشد با تخمه سیاه سر می کنی.

اما این همه در صورتیست که بی تابی تو را وا ندارد به مخوف ترین جای این شهر بروی. چند شمع دست و پا می کنی و چند هم بغض به تو می پیوندند و می روی پشت سردترین دیوار این شهر شمع ها را روشن می کنی.

وقتی پاره ای از وجودت را پشت این دیوار محبوس کرده اند و حالا نزدیک به بیست روز است نگذاشته اند او را ببینی و در عین حال به تو می گویند حال جگر گوشه ات خوب است، وا می مانی که اگر این طور است پس چرا نه می گذارند او را ببینی و نه می گذارند وکیل او پرونده اش را مطالعه کند. این همه تو را وا می دارد که این جا باشی.

آری شب یلداست. دما به وضوح زیر صفر است. یعنی اگر آب می بودی مدتی می گذشت و یخ میزدی. دور و بر اوین تاریک هم است. سرد است و تاریک. اما نه تو آبی و نه می توانی بپذیری که حال عزیز تو پشت این دیوارهای سرد و تاریک خوب باشد. آن هم در سلول انفرادی اوین!!

حالا نشسته ای و نظاره می کنی شمع ها را که می سوزند و در سوز شب یلدا هر چند لحظه یک بار خاموش می شوند. وتو با سماجت یک عضو خانواده آن را باز هم روشن می کنی و باز و باز.

آن چه در پی می آید گزارش واره ای از مراجعه حضور سی تن از خانواده ها و دوستانشان از ساعت 5-7 غروب سی ام آذر مصادف با شب یلداست:

مادر انوشه درحالی که پالتوی روشنی به تن داشت مثل همیشه با لبخند شیرینش به هر تازه وارد به جمع مادران مقابل درزندان اوین سلام می کرد. مادر نسیم با قیافه نگرانش به اطراف خود نظر می انداخت، مادر بهروز با آن چهره‌ی غمگین‌اش به هر فردی که از درِ زندان اوین خارج می شد پرسشگرانه و خیره می نگریست. مادر محسن گشاده روی و امیدوار از آزادی زود هنگام بچه ها صحبت می کرد. مینا همسر روزبه با چهره‌ی مهربان و صمیمانه اش با سایر مادران در حال گفتگو و دلداری بود. خواهر مهدی( الهیاری) نگران به تلفن خود می نگریست که جواب مادرم را چی بدهم، اگر بفهمد پس می افتد و حالا هم پشت خطی از شهرستان است. خواهر ایلناز با کنجکاوی در تلاش برای دریافت خبری جدید از این سو به آن سو می رفت. مادر کیوان نیز با احتیاط سعی میکرد برای دیدن بچه ها چاره اندیشی کند.

مادران با کوبیدن به در زندان، زندانبان را به پشت دریچه تعبیه شده‌ در کشاندند. هم صدا گفتند می خواهیم فرزندانمان را پس از 20 روز ببینیم، امشب شب یلدا است و ما می خواهیم لحظاتی را با آنها بگذرانیم. سرباز پشت دریچه در پاسخ گفت هر گونه دیداری منوط به مجوز خود مسئول بند 209 است. قرار شد برود از او کسب اجازه کند. پس از چند لحظه گفت امکان چنین دیداری نیست، این افراد ممنوع الملاقات هستند. به دادگاه انقلاب مراجعه کنید. مادران در جواب گفتند که الان دادگاه انقلاب را از کجا بیاوریم، الان شب یلدا است و ما می خواهیم حداقل صدای فرزندانمان را بشنویم. کم کم شمع های خود را روشن کردند و بر تعدادشان نیز افزوده می شد، چند نفری، تنها آمده بودند لحظاتی را در شب یلدا با خانواده های دانشجویان دربند بسر برند. پس از مدتی فردِ میانسالی که خود را جانشین زندان ( آقای خضایی) معرفی کرد از داخل زندان بیرون آمد، با نگاهی به پدر یکی از بچه ها که آن جا ایستاده بود علت تجمع را پرسید، مادران یکی پس از دیگری هر کدام هر چه به نظرشان می رسید بیان می کردند. و دیدار فرزندانشان را در خواست می نمودند. در این بین آن ها حتی به یک تماس تلفنی هم راضی شدند ولی آن فرد مسئول زندان هم چنان مسرانه و مدام تکرار می کرد که شما باید فردا صبح مراجعه کنید به دفتر اطلاعات و از آنها درخواست ملاقات کنید. تمام دفاتر اداری در این ساعت تعطیل هستند. شما فقط وقت خود را این جا در این سرما تلف می کنید، و موجب دردسر برای خودتان و فرزندان زندانیتان می شوید. از مادران اصرار برای دیدن و از آن مقام مسئول انکار. در این بین یکی از مادران با بیان شیرین خود به مسئول زندان گفت اگر نمی گذارید ما فرزندانمان را ببینیم اقلاً بگذارید آنها ما را ببینند. مادر دیگری می گفت ما نمی توانیم برویم منزل. کاری نداریم انجام دهیم و دلمان هم آرام نمی شود. حداقل اینجا که هستیم حس می کنیم به بچه ها نزدیک تر هستیم. نفر بعدی به مسئول زندان ملحق شد و مسرانه از مادران می خواست که پراکنده شوند وگرنه هم برای خودشان و هم برای فرزندانشان دردسر ایجاد می کنند. متذکر می شدند که تجمع در این جا معنی ندارد و فقط جلب توجه می کنید و صورت خوشی ندارد. اعضای خانواده و سایر حاضرینی که برای دلداری آنها آمده بودند شمعهای روشن را روی تل برفی نزدیک درب برافراشتند. مجبور بودند متفرق شوند. با دستانی خالی و دلهایی نگران به سوی منزلشان روانه شدند. بلندترین شبِ سال رامی بایست بدون ندایی از عزیزانشان سپری می کردند. اما چگونه؟ و با کدام روحیه؟

دیدار جمعی از فعالین سیاسی با خانواده های دانشجویان دربند

امروز جمعه 30/09/86 جمعی از افراد شناخته شده از طیف ها و گروهای مختلف فعال در داخل کشور به دعوت "کمیته‌ی تلاش برای آزادی بازداشت شدگان خودسرانه سیاسی و عقیدتی" پاسخ گفته و در منزل خانواده ی یکی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلبی که در جریان مراسم 16 آذر امسال دستگیر شدند، با خانواده های این دانشجویان دیداری دوستانه داشتند. "کمیته پی جوی آزادی دانشجویان دربند" ضمن سپاس فراوان از قبول دعوت این عزیزان و اعلام همدلی و همبستگی شان با خانواده های دانشچویان در بند، گزارش مختصری از این دیدار را ارائه می دهد:

در این دیدار که امروز صبح برگزار شد، خانواده های 10 تن از دانشجویان دربند به همراه خانواده هایی که فرزندانشان مورد تهدید واقع شده و در معرض دستگیری هستند، و نیز برخی از زندانیان سیاسی سالهای قبل حضور داشتند. ابتدا خانواده ها شرح مختصری از نحوه دستگیری فرزندانشان و وضعیت آنها در این مدت ارائه دادند و پس از آن مهمانان محترم نقطه نظرات خود را در مورد این دستگیری های گسترده و آنچه امروز برای این دوستان و خانواده های آنها کارساز تواند بود مطرح کردند.

در ابتدا خانم مرضیه مرتاضی لنگرودی همسر آقای پیمان و عضو جنبش مسلمانان مبارز، ضمن آرزوی آزادی هر چه زودتر این فعالان دانشجویی دستگیرشده، این قبیل جریانات را امتحانی دانست که باعث پایداری و استحکام آنها در راهی که در پیش گرفته اند خواهد شد.

آقای علیرضا جباری، عضو کانون نویسندگان ایران نیز ضمن تقدیر از دانشجویان، گفت که این عزیزان واقعیت های سخت اجتماعی را دریافتند و این خود واقعیت است که با تمام قدرت و خشونت خود پیش می رود و همواره کسانی جان و جوانی شان را در این راه گذاشته اند و این سیر و حرکت همواره ادامه دارد. وی همدلی خود را بدین گونه ابراز کرد که "ما این احساس را داریم که خانواده خود ما اسیر این کوته بینی اجتماعی شده اند. وی افزود که این مبارزه تا رسیدن به نتیجه ادامه خواهد یافت، اما این حرکات هنوز منسجم نیست و خود جنبش دانشجویی نیز همینطور است و این امر طبیعتا محیط خارج از جنبش را نیز متاثر می کند. وی راه حل این مشکل را در اتحاد نیروها سوای مبانی اندیشه ای، تعلقات سازمانی و سایر عوامل بازدارنده، برای رسیدن به حداقل نتیجه ممکن دانست.

پس از آن آقای تاجیک از فعالین انجمن صنفی روزنامه نگاران ضمن تاکید بر همکاری، گفت که این قبیل جریانات همواره بوده است اما تبرئه دانشجویان امیرکبیر و سایر دانشجویان پیش از آنها گواه آنست که هیچ چیزی پشت این فعالیت ها نیست و دانشجویان بی گناهند.

سپس آقای کیوان صمیمی، مدیر مسوول نشریه توقیف شده نامه و عضو "کمیته تلاش برای آزادی بازداشت شدگان خود سرانه سیاسی و عقیدتی" حمایت خود را از این قبیل کارها و پیگیری ها اعلام کرد.

آقای سعید مدنی از فعالین ملی مذهبی ضمن عرض خسته نباشید به خانواده ها، در مورد بچه هایشان گفت که آنها برای آرمان خود تلاش می کنند و به طنز افزود که آنها در انفرادی هم می توانند به اندازه کافی به این مسائل بیاندیشند و پاسخ های خود را بیابند. اما در مورد خانواده ها، وی پی گیری را حق طبیعی آنها دانست و گفت که تجربیات نشان می دهد که پی گیری خانواده ها در کوتاه شدن دوره بازداشت ها بسیار اثرگذار است. وی همچنین گفت که ما و دوستانمان هم حداکثر تلاش خود را برای پیگیری برخورد قانونی و مشروع با این بچه ها خواهیم کرد. اما طبیعتا طرف مقابل این پیگیری ها را دوست ندارد. وی در پایان مجددا پیگیری های مکرر خانواده ها برای انعکاس دقیق وضعیت زندانی را در سرعت بخشیدن به این سیر بسیار موثر دانست.

آقای تقی رحمانی از دیگر فعالین ملی-مذهبی نیز مراقبت و پیگیری را بسیار موثر دانست. اما تقاضای دیگری نیز از خانواده ها داشت. آقای رحمانی از خانواده ها خواست که ضمن احترام به عقاید فرزندانشان، در این مبارزه با آنها همراه شوند و در فعالیت های سیاسی حضور داشته باشند. وی افزود که مخالفان حکومت های تند و عصبانی، خود نیز تند و تیز می شوند و حضور خانواده ها می تواند این مبارزه را لطیف تر کند. وی همچنین مبارزان چپ را مظلوم و مرغ عروسی و عزا خواند. وی راه حل رسیدن به بک دموکراسی نیم بند در ایران را وجود یک جامعه متعادل با حضور همه از راست تاچپ دانست.

پس از آن آقای بهاور، رئیس شاخه جوانان سازمان نهضت آزادی، ضمن ابراز انزجار از این حرکت حاکمیت در سرکوب کردن این دوستان به خاطر ابراز عقیده و انتشار چند مجله، اعلام کرد که در رابطه با مسائل حقوق بشر هر گونه مرزبندی بی معناست و باید از تمام گرایشات اعم از چپ و راست حمایت کرد. آقای بهاور همچنین ضمن اعلام اتحاد و همبستگی این سازمان با این دانشجویان و خانواده های آنها افزود که در عصر ارتباطات و با حضور رسانه های خارجی که قطعا بسیار تاثیرگذارند، اتحاد و همبستگی داخلی می تواند به مراتب تاثیرگذارتر باشد.

در این دیدار آقایان محمودی، فخرایی و خندان نیز آقای بهاور را همراهی می کردند.

سپس آقای مهدی امین زاده از اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت همدلی خود را با بیان این نکته که خانواده ها فشار مضاعفی را در مقایسه با فرزندانشان در زندان تحمل می کنند ابراز کرد. وی گفت که در جامعه ای هستیم که فضای آن بسته است و سیستم امنیتی پیش بینی ناپذیر است، به همین دلیل خانواده ها در شرایط بغرنجی قرار دارند و از وضعبت داخل زندانها نیز خبری ندارند. وی با توجه به تبرئه دوستان امیرکبیر، نسبت به آزادی دانشچویان چپ هم ابراز امیدواری کرد. در ادامه آقای امین زاده توضیحاتی در مورد سیر جنبش دانشجویی از بعد از انقلاب فرهنگی و یکدستی اجباری در فضای دانشگاه، تا گذراندن تجربه اصلاحات و وضعیت نابالغ جنبش دانشجویی در دانشگاه ها و بلوغ تدریجی این جنبش در طی 2 تا 3 سال اخیر ارائه داد. او وجود تکثر و هوبت های مختلف در جریانات دانشجویی به ویژه رشد جریان دانشجویی مستقل چپ را امری مثبت و نشانه ی این بلوغ دانست.

در ادامه شایا شهوق ،روزنامه نگار، دفاع از حقوق بشر در ایران را در یک مرحله ی تاریخی مهم دانست. وی گفت که اتهاماتی چون ارتباط با گروه های خارج از کشور حربه هایی برای جلوگیری از پیشرفت امر دفاع از حقوق بشر هستند و این که دیگر کسی گول چنین اتهاماتی را نمی خورد.

آقای موسوی خوئینی ها، نماینده ی ادوار تحکیم و جوانترین نماینده ی مجلس ششم سخنانش را با آرزوی آزادی همه ی کسانی که به صورت غیر قانونی در زندان به سر می برند آغاز کرد. به نظر وی بعد رسانه ای و اطلاع رسانی در مورد این موضوع آن چنان که باید و شاید پیش نرفته است و اعلام کرد که به سهم خود در تقویت و تداوم این کار خواهد کوشید. وی در ادامه گفت که از کسانی که جبهه ی دموکراسی خواهی و حقوق بشر را ایجاد کرده اند انتظار فعالیت بیشتری می رود، به ویژه در مورد دانشجویان آزادیخواه و برابری طلبی که اکنون به ناحق در زندانند.

در پایان این دیدار نیز آقای سیامک طاهری عضو کانون نویسندگان ایران و کانون دفاع از آزادی زندانیان سیاسی ابراز امیدواری کرد که دانشجویان زندانی تنها نمانند و طیف های مختلف از آنان دفاع کنند.

در خاتمه کمیته ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند باز هم از ابراز همدلی تمامی دوستانی که دعوت کمیته ی تلاش را پذیرفتند قدردانی کرده و دست همه ی کسانی را که از آزادی دانشجویان دربند حمایت می کنند به گرمی می فشارد.

فراخوان گروهی از فعالین دانشجویی و اتحادیه ای به تجمع در لندن

تظاهرات برای آزادسازی دانشجویان زندانی در ساعت 3 بعد ازظهر شنبه 22 دسامبر مقابل سرویس جهانی بی بی سی، بوش هاوس، استرند، لندن WC2 متروی هولبورن

در واکنش به دستگیری بیش از 40 تن از فعالان دانشجویی در اوایل دسامبر به وسیله ی حکومت اسلامی گروهی از فعالین دانشجویی و اتحادیه ای از جمله برخی از اعضای AWL بیانیه زیر را تهیه کردند. لطفاٌ نام خود را وارد کنید.

فعالین دانشجویی ایرانی را آزاد کنید!

ما به عنوان کارگران و فعالین دانشجویی، دستگیری بیش از 40 تن از فعالین دانشجویی را به وسیله ی رژیم ایران از تاریخ 4 دسامبر ( 11 آذر براساس تقویم ایرانی ) می کنیم .این تاریخ که سالها روز اعتراض دانشجویی بوده است، اکنون نماد مبارزه دانشجویان علیه رژیم دین سالار- سرمایه داری رژیم جمهوری اسلامی است همان گونه که علیه دیکتاتوری شاه این چنین بود. این فعالین پیش از فرارسیدن این روز و در پی تظاهرات و آکسیون هایی که در برخی از شهرها رخ داد دستگیر شدند. بر اساس گزارش های رسیده بسیاری از آنان در زندان مخوف اوین بازداشت شده اند و مورد شکنجه قرار گرفته اند.

این برخورد تازه ترین سرکوبی است که به وسیله ی جمهوری اسلامی اعمال شده است این برخورد در پی سرکوب شدید کارگران ایران و آزار شدید رهبران اتحادیه ای همچون منصور اصانلو ریئس اتحادیه ی اتوبوس رانی و محمود صالحی فعال اتحادیه ای خبازان سقز صورت گرفته است. رژیم ایران قویاٌ از اتحادِ روبه رشد میان کارگران ایران و جنبش های دانشجویی آگاه است. در این بین از خطر تهدید آمریکا برای قانونی جلوه دادن خود و توجیه سرکوب استفاده می کند.

ما از حکومت ایران تقاضا داریم که کلیه ی دانشجویان، زنان و فعالان جنبش کارگری را آزاد کند و از تمامی فعالین طبقه ی کارگر، دانشجویان، فعالین چپ و سازمان های درون بریتانیای کبیر را به همبستگی با دانشجویان و زنان علیه تهدیدهای دو گانه ی نظامی گری آمریکا و سرکوب دین سالار- سرمایه دار دعوت می کنیم.

بیانیه دانشجویان معترض دانشگاه شیراز پیرامون آزادی یونس میرحسینی:

آزادی یونس میرحسینی بار دیگر این قانون نامکتوب تاریخ را اثبات کرد که حکومت هیچ‌گاه از قدرت خود نمی‌کاهد مگر آن‌که خواست آزادی و برابری مجبورش کند. قدرت و سلطه میل به تراکم دارد و تنها تمنای رهایی و تغییر است که در برابر این میل مقاومت می‌کند. بی‌شک ایستادگی و پایمردی دانشجویانِ مبارز نقش بسزایی در آزادی دوست دربندمان داشته است و پیروزی و موفقیت جنبش دانشجویی در گرو تداوم این ایستادگی‌ها است.

ما بار دیگر اعتراض خود را نسبت به بازداشت گسترده دانشجویان اعلام می‌کنیم و خواستار مقابله‌ تمامی آزادی خواهان این مرز و بوم با جریانی هستیم که قصد دارد با پرونده‌سازی و تهمت و افترا پروژه حذف مخالفان را به انجام رساند. پروژه‌هایی از این دست، قبلا در جریاناتی نظیر کنفرانس برلین، نشریات امیرکبیر و پخش اعترافات اجباری اجرا شده است و این خیال خامی است که ما اجازه تکرار مجدد این پروژه را در رابطه با دوستان دربندمان خواهیم داد.

بی‌شک آزادی میرحسینی پایان راه نیست و ما معتقدیم حاکمیت هیچ وقت یکجانبه و داوطلبانه اقدام به رعایت عدالت نخواهد کرد. برقراری عدالت و رسیدن به آزادی محصول اقدام مستقیم و مبارزه مداوم است و ما به عنوان کارگزاران فعلی جنبش دانشجویی، این وظیفه خطیر را بر دوش خود احساس می‌کنیم. در این راستا ما مبارزه را تا آزادی تمام دانشجویان و فعالان سیاسی دربند و تحقق خواسته‌های به حقمان ادامه خواهیم داد و خواهان ایستادگی و اتحاد همه‌ی آنانی هستیم که ایرانی آباد و آزاد می‌خواهند.

در پایان به تمامی سردمداران استبداد و مجریان پروسه‌ی تداوم و ابقاء سلطه هشدار می‌دهیم که ما خواستار حق تعیین سرنوشت خویش هستیم و بر این باوریم که تاریخ در مقام داوری صالح قضاوت خواهد کرد که آیا مبارزان راه آزادی، مسیر اخلال‌گری و ایجاد جو رعب و وحشت پیموده‌اند یا عمال سلطه و استبداد. بازی تاریخ این بار نیز روسیاهان را جلوی چشمان همگان خواهد گرفت و مثل همیشه کوس رسوایی مستبدان را خواهد نواخت.

ما دانشجویان دانشگاه شیراز هماهنگ با تمام دانشجویان منتقد، آزادی خواه و برابری‌طلب، نفرت و انزجار خود را از جریان محدودیت و انحصار اعلام و اخطار می‌کنیم، کاملا فوری و بی قید و شرط افراد زیر را آزاد کنید:

سعید حبیبی- مهدی گرایلو- نادر احسنی- انوشه آزادبر- ایلناز حمشیدی- بهروز کریمی زاده- علی سالم- علی کلایی- عابد توانچه- محسن غمین- پیمان پیران- صدرا پیرحیاتی- روزبه صف شکن- روزبهان امیری- سعید آقام‌علی- نسیم سلطان بیگی و دیگر دانشجویان و فعالین سیاسی دربند

اطلاعیه کمیته ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند

مردم ستمدیده‌ی ایران

بیش از دو هفته از بازداشت فرزندانمان می گذرد.در این مدت از یکسو فرزندانمان در شرایط طاقت فرسای اسارت در معرض انواع فشارهای جسمی و روحی قرار داشته اند و از سوی دیگر خود در خارج زندان شاهد انواع جوسازی ها، شایعه پراکنی های ضد و نقیض و آزار دهنده و اتهاماتی بوده ایم که علیه فرزندانمان مطرح می شود. و این جوسازی های مسموم از وزارت اطلاعات و بیانیه‌ی رسمی آن و سمپاشی های روزنامه های وابسته گرفته تا برخی عوامل مشکوک دیگر را که پوشش خبررسانی و حتی حمایت از دانشجویان دربند، مزورانه مشغول جوسازی و پخش شایعات گوناگون و زهرآگین و پرونده سازی علیه آنان هستند، در بر می گیرد.

یکی از آخرین دسیسه ها در این زمینه پخش یک خبر جعلی زیر عنوان " توصیه‌ی ناصر زرافشان وکیل دانشجویان دربند به خانواده‌های دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب" می باشد که اخیراٌ در خبرنامه گویا منتشر شده است. در جلسه‌ی مشورتی خانواده‌ها و وکلای آنان کسی حضور نداشته و چنین مباحثی نیز در آن مطلقاٌ مطرح نبوده است. اظهارنظر در این باره را که فرستنده‌ی مجهول الهویه‌ی این خبر جعلی چگونه از گفتگوهای خصوصی آن جمع خبر دارد و از پخش این شایعات چه هدفی را دنبال می کند، به عهده‌ی مردم وا می گذاریم .

کمیته‌ی پی جویی آزادی دانشجویان دربند که از خانواده‌های دانشجویان بازداشتی و تیم ده نفره وکلای آنان و به منظور پی گیری وضعیت دانشجویان زندانی و برای آزادی آنان تشکیل شده است، ضمن سپاسگزاری از همه‌ی اقداماتی که از سوی نیروهای اجتماعی گوناگون در جهت پشتیبانی و همبستگی با دانشجویان زندانی و دفاع از حقوق دموکراتیک و قانونی آنها بعمل آمده است، به منظور سامان بخشیدن به امر اطلاع رسانی در این زمینه و جلوگیری از جوسازی‌های مزورانه و مشکوک برخی افراد و جریان های ناسالم، اعلام می کند که هر گونه خبر یا تحول در وضعیت دانشجویانٍ دربند را آنها از طریق سایت‌های :

http://13azar.blogspot.com

http://azady-barabary-01.blogspot.com

به اطلاع مردم ایران خواهد رسید.

حمایت جنبش جوانان کاتولیک فرانسه از دانشجویان دربند

رفقای عزیز، دوستان گرامی
ما بدین وسیله همبستگی خود را با جوانان سرکوب شده در ایران ابراز می داریم. ما قویا دستگیری های هفته ی گذشته را محکوم می کنیم.
ما برادرانه ترین همبستگی خود را با شما ابراز می داریم.
سپاستین ماری از طرف جنبش جوانان کاتولیک فرانسه

یونس میرحسینی آزاد شد

آزادی یونس میرحسینی دانشچوی فنی باهنر شیراز را به خانواده وی و کلیه انسانهای آزاده تبریک گفته و تا آزادی سایر عزیزان دربندمان از پای نخواهیم نشست.

ملاقات نیما نحوی با خانواده اش

امروز 5شنبه 29 آذر خانواده نیما نحوی دانشجوی ترم اول مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که در تاریخ 20 آذر 86 دستگیر شده بود و در این مدت در بازداشتگاه اطلاعات ساری به سر می برد، توانستند با وی ملاقات کنند.
پدر وی روز چهارشنبه 28 آذر به بازداشتگاه ساری مراجعه کرده و خواستار دیدار با پسرش شده است. در آنجا از وی خواسته شده که درخواست خود را به صورت مکتوب بنویسد و به وی گفته اند که به دلیل تمام شدن وقت اداری، فردا (5شنبه 29 آذر) به دادستانی بابلسر مراجعه کند. پس از مراجعه پدر نیما به دادستانی در روز 5شنبه، وی توانست در آنجا با پسرش ملاقات کند. ظاهرا وعده آزادی نیما نحوی به خانواده اش داده شده بود و آنها سندی را به همراه داشته اند. اما دادستانی وثیقه را که مربوط به تهران بوده، قبول نکرده است و فعلا نیما نحوی در زندان عادی بابل به سر می برد تا روند اداری قبول سند طی شود!

حمایت کن لوچ از دانشجویان بازداشتی



سرشناس ترین فیلمساز امروز بریتانیا، کن لوچ ، برنده نخل طلایی سال 2006 جنشواره کن حمایت خود را از آزادی دانشجویان در بند اعلام کرد. کن لوچ سازنده فیلم های چون : بادی که بارلی را تکان داد، این جهان آزاد، سنگباران و اسم من جو است دارنده دکترای افتخاری حقوق مدنی،از دانشگاه آکسفورد است.

Proklamation

Familien der wegen Studententag am 07.12.2007 verhafteten Studenten biten um Unterstüzung

Vor dem Studnetentag am 07.12 sind über 30 Studenten, die für Freiheit und Gelichheit kämpfen, überall in Iran und während beispielosen Aktionen der Sicherheitskräfte, verhaftet worden.
Unglaublich! Der Studenttag, ein Symbol der Kampfes gegen das Schah-Regime, wird von der Islamischen Republik nicht geduldet!
Die Aktionen gegen die Studenten in diesem Jahr sind Widerholungen der Razzien gegen Studenten in der Schah Zeit.
Sie über 50 Jahren wird dieser Tag in Iran gefeirt. Die in diesem Jahr verhafteten Studenten wollten Versammlungen veranstalten und ihre Ablehnung gegen “Krieg und Sanctionen“ laut machen.
Sie gehören zu den ehrlichsten Kinder dieses Landes.

Wir verlangen die baldige und bedingslose Freilassung unserer inhaftierten Kinder


freilassungsuchende Kommittee für verhaftete Studenten

ما می توانیم فرزندانمان را آزاد کنیم!

طی خبر به دست آمده از طرف خانواده انوشه آزادبر، او بعد از ظهر امروز سه شنبه 27 آذر با منزل تماس گرفت و از خانواده اش خواست که به فکر یک وثیقه سنگین برای او باشند. او همچنین از پدر و مادرش خواست که برای پیگیری وضعیت او برایش وکیل بگیرند. جالب توجه اینکه انوشه پیش از این در تماسی دیگر در روز شنبه 24 آذر به خانواده گفته بود که وکیل نمی خواهد که احتمالا تحت فشار بازجویی بوده است، چرا که در همین تماس روز شنبه بازجوی انوشه با لحنی تند به مادرش گفته بود که چرا سراغ وکیل می روند و چرا به دیدن زرافشان می روند و ... که البته با پاسخ قاطع و مناسب مادرش روبرو شده است.
به نظر می رسد علت اصلی این تغییر موضع مقامات زندان مراجعات مکرر خانواده های دانشجویان دربند (و به ویژه مادرش) و انتقال برخوردها،تهدیدها و مکالمات بازجوها با آنها به سایر مقامات از جمله کمیسیون امنیت ملی ، کمیسیون اصل 90 و سایر مراجع بوده است.

تماس تلفنی محسن غمین با خانواده اش

محسن غمین پس از گذشت دو هفته از دستگیری اش، دیروز دوشنبه 26/9/86 با خانواده خود تماس گرفته وآنها را از نگرانی در آورد.

گزارش شماره 6 از اقدامات خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده

امروز سه شنبه 27/9/86، خانواده های دانشجویان دربند که تعداد آنها حدود 20 نفر بود، مطابق وعده قبلی ساعت 1 درمقابل مجلس گرد هم آمدند تا با آقای محمود محمدی رئیس کمیته امنیت سیاسی کمیسیون امنیت ملی ملاقات کنند و نتیجه مذاکرات وی با مسوولین وزارت اطلاعات به نمایندگان آنها انتقال داده شود. پس از یک ساعت انتظار، 5 نماینده خانواده ها توانستند با وی دیدار کنند. دراین دیدار که حدود یک ساعت به طول انجامید، آقای محمدی به برخی نکات درمورد پرونده دانشجویان دستگیر شده اشاره کرد. وی گفت که مورد هریک از بچه ها و نوع فعالیت آنها با هم فرق دارد. وی بر سه نکته تأکید کرد: اولا این که این تجمع یک تجمع ساده و تصادفی نبوده، و ثانیا این که فعالیت تمام آین بچه ها مسبوق به سابقه بوده و در نهایت اینکه این بچه ها مرتکب جرم و خلاف شده اند و این امر برای برخی استمرار داشته است.
وی در پاسخ به این سوال که وضعیت پرونده ها به چه صورت است گفت که وی پرونده های بچه ها، عکس ها، اعترافات و دستنوشته های آنها را دیده است؛ پرونده بعضی از آنها تکمیل شده است و پرونده برخی دیگر در حال تکمیل شدن است و ممکن است برخی زودتر و برخی دیرتر آزاد شوند. وی وجود تیر و کمان، مشروبات الکلی، سی دی های ضاله و ... را عنوان کرده و گفت که برخی افراد، دانسته و برخی نادانسته عامل اجرای برنامه های گروه های براندازخارج از کشور بوده اند و البته افزود که ندانستن قانون موجب تبرئه از جرم نمی شود.
وی این برخورد انجام شده با دانشجویان را اقدامی پیشگیرانه دانست و از خانواده ها خواست که به آنها اعتماد کنند و این که کلیه اقدامات آنها در چارچوب قانون خواهد بود.

با توجه به اینکه با گذشت بیش از دو هفته از دستگیریها، برخی از بچه ها هنوز با خانواده خود تماس نگرفته اند و خانواده ها همچنان در نگرانی شدید از وضعیت فرزندان خود به سر می برند، درخواست اجازه ملاقات مجددا به طور جدی مطرح شد.

گزارش شماره 5 از اقدامات خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده

امروز دوشنبه 26/9/86، چهار نماینده از طرف خانواده های فعالین دانشجویی طبق قرار تنظیم شده از جانب آقای عیالیان، ساعت 8.30 صبح با آقای فروزانفر، رئیس کمیته امنیت سیاسی کمیسیون اصل 90، دیدار کردند. در این دیدار، نمایندگان خانواده ها بر خلاف ملاقات قبلی شان با اعضای کمیسیون امنیت ملی، با برخورد مناسبی روبرو نشدند. آقای فروزانفر این دانشجویان را افرادی خاطی و برخورد انجام شده را کاملا طبیعی دانسته اند. وی که تا پایان جلسه حتی از معرفی نام خود امتناع ورزیده، در پاسخ خانواده ها که اعمال مأموران تفتیش منازل یا بازجویان را غیرقانونی دانسته اند، اعلام کرده است که در مورد مسأله امنیت ملی هرگونه اقدامی مجاز است. وی که ظاهرا در این جلسه، که خانواده ها یه سختی هماهنگ کرده بودند، بیشتر قصد بیان عقاید خود را داشته است تا شنیدن صدای اعتراض و دادخواهی مادران، در نهایت از آنها خواست که درخواستهای خود را به صورت مکتوب و در قالب یک نامه خطاب به ریاست امنیت سیاسی اصل 90 بنویسند تا آنها بتوانند این مسأله را بر طبق آن پیگیری کنند. نمایندگان خانواده ها همانجا نامه ای را با سرآغاز " ما نمایندگان دانشجویان دربند تهران، مازندران وسایر شهرها ..." درخواستهای خود را مبنی بر آزادی بدون قید و شرط فرزندانشان، دادن امکان اخذ وکیل برای آنها، دادن امکان ملاقات حضوری با عزیزانشان مکتوب کرده اند.
در ضمن اسامی دانشجویان دستگیرشده (حدود 34 نفر) و دانشگاه آنها نیز ضمیمه شده است.

همزمان با این دیدار، تعدادی از خانواده ها دم زندان اوین حضور پیدا کردند. دوشنبه روز ملاقات زندانیان سیاسی است و خانواده ها به امید گرفتن ملاقات و یا دادن پول یا نامه به عزیزانشان و اعلام اینکه به دنبال کارهایشان هستند و برای رهایی آنها از هیچ کاری کوتاهی نمی کنند در آنجا حاضر شدند.
و همه پیشاپیش می دانیم که ....
فردا سه شنبه، حدود ساعت 1، خانواده ها مجددا در مقابل مجلس با هم قرار دارند تا نتیجه مذاکرات کمیسیون امنیت ملی، توسط آقای محمدی به آنها منتقل شود.

گزارش شماره 4 از اقدامات خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده

امروز یکشنبه 25/9/86 خانواده های فعالین دانشجویی که بعضا از شهرهای دیگر آمده بودند، طبق قرار قبلی برای ملاقات با مسوولین کمیسیون امنیت ملی مجدداً در مقابل مجلس شورای اسلامی گرد هم آمدند. پنج نماینده که روز قبل از جانب خانواده ها تعیین شده بودند، برای انتقال شکایات و خواسته های آنها به این مرجع، به داخل راه یافتند. آنها موفق شدند با آقای محمود محمدی، رئیس کمیته روابط خارجی کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی ملاقات کنند. همزمان این کمیسیون در اطاق مقابل جلسه داشتند و بررسی مسأله دانشجویان دستگیرشده نیز در دستور کار آنها بود. در این ملاقات، خانواده ها اعتراض خود را نسبت به نحوه دستگیری فرزندانشان، ارائه حکم های کلی وبدون نام مشخص برای دستگیری ها و تفتیش منازل، عدم ارائه رسید از وسایل ضبط شده، عدم اطلاع دادن مسوولان دستگیریها به خانواده های آنها پس از گذشت چندین روز، انتساب اتهامات دروغ وزارت اطلاعات به فرزندانشان، تهدید شدن خانواده های این فعالین توسط مأموران و بازجویان، برخوردهای خشن با دستگیرشدگان بویژه در شهرستانها و ... اعلام کردند. خانواده ها ضمن ابراز نگرانی شدید خود از وضعیت روحی و جسمی عزیزانشان، خواسته های خود را به شرح زیر مطرح کردند: آزادی دانشجویان و فعالین دانشجویی بازداشت شده، دادن امکان ملاقات با آنها در اسرع وقت، فراهم کردن امکان اخذ وکیل برای دانشجویان و عدم ممانعت از این کار، ودر نهایت برخورد قانونی با آنها.

پس ازاتمام جلسه، آقای محمدی به خانواده ها اعلام کرد که آنها نیز بر آزادی دانشجویان و ایجاد امکان ملاقات آنها با خانواده هایشان تأکید دارند اما نتیجه این اقدام آنها روز سه شنبه و پس از گفتگو با سایر مقامات مسوول مشخص خواهد شد.

لازم یه ذکر است که خانواده ها صبح فردا دوشنبه، با مسوولین کمیسیون اصل 90 نیز قرار ملاقات دارند.

تأئید خبر دستگیری مهدی الهیاری دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی شریف

پس از یک هفته نگرانی و بی اطلاعی خانواده و دوستان مهدی از وضعیت وی، امروز شنبه 86/9/24 با مراجعه خواهرش به دادگاه انقلاب بالاخره مشخص شد که مهدی نیز دستگیر شده است. مهدی الهیاری از شنبه بعد ازظهر(17/9) هیچ تماسی با دوستان و خانواده خود نداشته است و احتمال می رود که شنبه بعدازظهر یا یکشنبه صبح (5 روز پس از مراسم 16 آذر) دستگیر شده باشد و مشابه موارد دیگر دستگیریها هیچ گونه خبری به خانواده او داده نشده است. لازم به ذکر است که مهدی اصلا در مراسم روز 13 آذر در دانشگاه تهران حضور نداشته است. پس از پیگیری های خواهرش در دادگاه انقلاب و دریافت برگه استعلام و تماس تلفنی وی با بازپرس شعبه 2 امنیت مشخص شد که مهدی نیز درزندان اوین به سر می برد. مشابه اتهامات وارده به سایر دانشجویان، اتهام اول مهدی نیز اقدام علیه امنیت داخلی ثبت شده است. مهدی الهیاری امروز بعدازظهر با خواهرش تماس گرفت و به وی گفت که در اوین است.

در حالیکه خانواده های دانشجویان در بند در تلاش برای آزادی فرزندان خود هستند، بازداشت ها همچنان در طی روزهای اخیرو در شهرهای مختلف ادامه داشته است و مشخص نیست که موج آن تا کی ادامه خواهد یافت! شماردستگیری های اخیر به حدود 10 تن می رسد.

گزارش شماره 3 از اقدامات خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده

امروز شنبه 24/9/86 و پس از گذشت دوهفته از اولین دستگیری ها در تهران، تعداد زیادی از خانواده های دانشجویان برای پی گیری وضعیت فرزندان خود برای چندمین بار متوالی به دادگاه انقلاب مراجعه کردند. به استثنای چند نفر که ظاهرا هنوز پرونده های آنها به بازپرسی ارجاع نشده است، سایر پرونده ها در اختیار بازپرسی شعبه 2 امنیت است. نکته قابل توجه و سوال برانگیز این است که تاریخ بازداشت ها و تشکیل پرونده ها با تاریخ دستگیری ها تطابق نداشته و 5 تا 10 روز دیرتر ثبت شده است.

پس ازآن خانواده های دانشجویان به اتفاق، به مجلس نمایندگان مراجعه کردند تا با مسوولین کمیسیون امنیت ملی (و بویژه آقای محمود محمدی، که اعلام کرده بود خانواده ها می توانند از طریق ابن کمیسیون وضعیت دانشجویان را پیگیری کنند.) دیدار کنند. خانواده ها مدت زیادی در مدخل در ورودی مجلس معطل شدند و ناچار به توضیح کلیه جریان دستگیری ها و استناد به نوشته روزنامه اعتماد و بگو مگو با مسوولین دم در، که نوشته های روزنامه ها را صحبت های جلو دوربین و فاقد ضمانت اجرایی می دانستند، شدند. بالاخره پس از شماره گیری های متعدد برای برقراری تماس با آقای محمدی و عدم حصول نتیجه خانواده ها به سالن انتظار راهنمایی شدند و توانستد برای فردا وقت ملاقاتی با یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی تنظیم کنند.

خانواده ها همچنین پیگیر درخواست خود برای ملاقات با مسوولین کمیسیون اصل 90 که روز چهارشنبه هفته گذشته و در مراجعه خود به مجلس هماهنگ کرده بودند، شدند. پس ازاصرار و انتظار خانواده ها برای دبدار با نماینده مسوول، وی وعده داد که در یکی دو روز آینده وقت ملاقاتی برای خانواده ها تعیین کند.

پس از آن خانواده ها مجدداً به دادگاه انقلاب بازگشتند و از ساعت 1 تا 3.30 منتظر ماندند تا بلکه بتوانند فرزندان خود را در حین انتقال از دادگاه انقلاب به بازداشتگاه اوبن مشاهده کنند. که متاسفانه موفق نشدند.

اعلام همبستگی دانشجویان سوسیالیست انگلستان




به تمامی مراجع مربوطه،

این نامه را در اعتراض به بازداشت دانشجویان ایرانی از روز 2 دسامبر و سرکوب فعالیتهای سیاسی آنها برای شما ارسال می کنیم. تجمع های "روز دانشجو" اخیرا توسط دانشجویان رادیکال چپ ایران در دانشگاه تهران برگزار گردید. سرکوب این فعالیتها از روزهای قبل از برگزاری این تجمعات با تهدید فعالین چپ توسط رژیم ایران، به عدم برگزاری مراسم روز دانشجو آغاز گردیده بود.
براساس گزارشهای ارسالی از طرف دانشجویان فعال ایرانی، شرکت کنندگان و سازمان دهندگان روز دانشجو در ایران توسط رژیم ایران مورد آزار و اذیت قرار گرفته، بازداشت شده و زندانی گردیده اند.
دانشجویان سوسیالیست همبستگی خود را با فعالین دانشجویی اعلام می کنند و فعالانه از حقوق آنها برای تجمع، تشکل و اعتراض حمایت کرده و سرکوب دانشجویان توسط رژیم ایران را بشدت محکوم می کنند. دانشجویان سوسیالیست سازمانی سوسیالیستی است که بیش از 50 گروه در دانشگاه ها و کالج ها در سرتاسر انگلیس و ولز دارد و از طریق شبکه مقاومت سوسیالیست های اینترناسیونال با گروههای دانشجویان، جوانان و کارگران در کشورهایی مانند پاکستان، آلمان، بلژیک، آمریکا، ایرلند و بسیاری از کشورهای دیگر مرتبط است. ما با رفقای خویش در این کشورها برای سازماندهی اعتراض بر علیه رژیم ایران تماس خواهیم گرفت.
سوسیالیستها، کارگران و جوانان در سرتاسر جهان انزجار خویش را از اقدامات وحشیانه و سرکوبگرایانه رژیم ایران اعلام می کنند و آماده هستند که برای حمایت از آنهایی که علیه این سرکوب مبارزه می کنند، اقدام نمایند.
ما خواستار آزادی فوری تمامی فعالینی که بازداشت شده اند هستیم و رژیم ایران را به توقف پیگرد فعالین سیاسی و رعایت حقوق دمکراتیک آنها برای اعتراض، تشکل، گردهمایی و تظاهرات، فرا می خوانیم.


ارادتمند شما،
مت دبسون، سازمان دهنده ملی دانشجویان سوسیالیست از طرف دانشجویان سوسیالیست

Solidarity Declaration of the Socialist Students of England




To all concerned

We are writing to protest against the detention of Iranian student activists from December 2 and the repression of their political activities and. Demonstrations for “students day” were recently held in Iran by the Radical Leftist students of Iran at the University of Tehran. Repression of these activities began in the days leading up to the demonstration; many left activists were threatened by the government and were urged not to go ahead with this demonstration
We have reports from Iranian student activists that students have been harassed, arrested and detained by the Iranian government for organising and protesting

Socialist Students stands in solidarity with these student activists and actively supports their right to assemble, organize, and protest and utterly condemns the repression of the Iranian government. Socialist Students is a socialist organization with over 50 groups in universities and colleges across England and Wales we are linked through International Socialist Resistance to groups of students, youth and workers in countries such as Pakistan , Germany, Belgium , USA , Ireland and many more , we will be contacting our comrades in these countries to protest with us against these actions by the Iranian government

Socialists, workers and youth across the world will be appalled and angered at brutal, repressive actions of the Iranian government and will be prepared to act in solidarity with those struggling against this repression
We demand that the Iranian government immediately releases all activists who have been arrested and immediately ceases all harassment of political activists also that activists democratic rights to protest, organise, assemble and demonstrate are upheld

Yours Sincerely
Matt Dobson Socialist Students National Organiser on behalf of Socialist Students

بخشی از گزارش نمایندگان پارلمان اروپا در رابطه با سفرشان به ایران

در این گزارش، ابتدا خلاصه ای از ملاقات های نمایندگان با مقامات دولتی آورده شده است. سپس نمایندگان ضمن تشکر از کلیه افرادی که با به جان خریدن تهدیدها و خطرات احتمالی با آنها دیدار کردند، به نتایج سفر خود اشاره کرده اند. به نوشته آنها، این افراد خواهان انتقال درخواست های فوری خود به پارلمان اروپا و سایر مجامع بین المللی بوده اند. از جمله این درخواستها آزادی اعضای زندانی اتحادیه های صنفی ونیاز مبرم آنها به مراقبت های پزشکی، توقف حکم اعدام روزنامه نگارکرد، بهبود وضعیت حقوق زنان و قوانین خانواده، پایان دادن به تبعیض و آزار اقلیت های قومی و مذهبی است. در ادامه این گزارش آمده است:
رئیس نمایندگان و نماینده کمیسیون فرعی حقوق بشر پارلمان اروپا با خانواده های دانشجویان، که طی روزهای اول ماه دسامبر و در طی اقدام گسترده نیروهای امنیتی بر علیه تشکل ها و تجمعات دانشجویی در سرتاسر کشور دستگیر شده اند، ملاقات کردند. نام 28 تن از دانشجویان (که محل نگهداری و وضعیت آنها هنوز نامشخص است) به مجلس ایران داده شد و از آنها خواسته شد که برای آزادی آنها اقدام سریع صورت گیرد. رئیس نمایندگان ایرانی، دکتر محمود محمدی، عهده دار انتقال این موضوع به مقامات مسوول و ذیصلاح ایرانی شد. لیست اسامی دانشجویان به همراه درخواست برای اقدام سریع، همچنین به اتحادیه اروپا نیز ارسال شد.

Noam Chomsky condemns the recent arrests of the university students in Iran

Noam Chomsky the American linguist, philosopher, political activist, author and lecturer has condemned the recent arrests of more than 30 university students in Iran by signing the petition sent to him by the “Seeking Committee for the Freedom of University Students”.
These students named “The Equality and Freedom Seeking University Students” celebrated the “University Students’ Day” by having a peaceful rally in the universities of Iran, mainly at the University of Tehran.
The pivot of their rally was opposition to war and sanctions. Some of the slogans and placards in this rally were “No War”, “Equality and Freedom”, “University is not a Garrison”, “Students, Workers Unite”, “The University Students’ Movement is United with Workers’ and Women’s Movements”.

پاسخ گویی کميسيون امنيت ملي مجلس در رابطه با دستگیری فعالین دانشجویی

در پی ملاقات خانواده های دانشجویان در بند با نمایندگان پارلمان اروپا (یکشنبه 18/9) و نیز مراجعه مدام آنها به زندان اوین، دادگاه انقلاب و نیز مجلس جهت پی‌گیری وضعیت فرزندانشان، تا کنون تنها پاسخ رسمی اعلام شده از طرف دولت و وزارت اطلاعات به شرح زیر بوده است:

جلسه يي با حضور کميسيون امنيت ملي مجلس، و معاون پارلماني و تعدادي از معاونان وزارت اطلاعات جهت بررسی وضعیت دانشجویان دستگیر شده طی هفته های اخیر تشکیل شده است. "محمود محمدي" عضو کميسيون امنيت ملي به خبرنگاران اعلام کرده است که همانطور که قبلاً وعده داده شد، وضعيت دانشجويان را پيگيري کرده اند. اعضاي کميسيون امنيت ملي به نمايندگاني از وزارت اطلاعات که در جلسه حضور داشتند، يادآوري کرده اند که دستگيري ها بايد موقت باشد و مدت آن نبايد طولاني شود. بنا به گفته محمود محمدي، در صورت آزاد نشدن آن دسته از دستگيرشدگان که دانشجو هستند، کميسيون امنيت ملي مجلس طي هفته آينده از وزير اطلاعات يا مديران ارشد اين وزارتخانه توضيح خواهد خواست. وی همچنین خاطرنشان کرده است که خانواده دانشجويان بازداشتي مي توانند براي پي گيري وضعيت فرزندانشان به کميسيون امنيت ملي مراجعه کنند.

لازم به ذکر است که در سخنان محمدی هیچ اشاره ای به وضعیت دانشجویان فارغ التحصیل و اخراجی که در راستای 16 آذر دستگیر شده اند، نشده است.

اما در همين حال «محمدنبي رودکي» نايب رئيس کميسيون امنيت ملي اعلام کرده است که تعدادي از دستگيرشدگان "دانشجو" بوده اند. و افزوده است: "در اين جلسه پس از استماع نظرات مسوولان وزارت اطلاعات مشخص شد که تعداد اندکي از افراد دستگير شده را دانشجوياني تشکيل مي دادند که از اپوزيسيون خارج و فرصت طلبان آن سوي مرزها خط گرفته و دنبال ايجاد يک تشکل جديد در دانشگاه ها بودند و روي تعداد کمي از دانشجويان نيز کار شده بود." وی همچنین افزوده است که وزارت اطلاعات با همکاري مراجع ذي ربط همچنان در حال بررسي کارها و برنامه هاي آينده اين تشکل جديد است که دانشجويان مذکور قصد ايجاد آن را داشته اند.

با توجه به این سخنان به نظر می رسد که وزارت اطلاعات در حال آماده کردن فضا برای بازداشت های طولانی تعدادی از دستگیر شدگان است.

این در حالیست که فعالیت این دانشجویان به طور کاملاً مستقل و با محکوم کردن هر گونه دخالت خارجی و به دور از هر گونه باج دهی به گروه های اپوزیسیون خارج از کشور صورت گرفته است. نگاهی به شعارها و خواسته های این فعالین به روشنی گواه چنین مطلبی است.

* گفته های مسوولین به نقل از روزنامه اعتماد مورخ 21/9/86 آورده شده است.

گزارش شماره 2 از اقدامات خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده

روز دوشنبه 19 آذر خانواده ها به زندان اوین مراجعه کردند. این روز مخصوص جوابگویی به مراجعان مربوط به بند 209 (وزارت اطلاعات) است. خانواده ها به شدّت مصر به دیدن فرزندانشان بودند اما اجازه‌ی این کار داده نشد. گفته شد که آنان تا اتمام بازجویی شان ممنوع ملاقات هستند. حتی با درخواست خانواده‌ها مبنی بر آوردن حتی یک جمله‌ی نوشته شده به دست فرزندانشان برای خانواده ها موافقت شد. تنها با رساندن نوشته‌های خانواده‌ها به فرزندان موافقت شد. روز چهارشنبه 21 آذر نیز خانواده‌ها مجددا به اوین رفتند اما باز هم بی نتیجه بود. سپس بدون هیچ تصمیم قبلی و برای رساندن صدای اعتراض‌شان به گوش مسئولین به سمت مجلس رفتند و مقابل مجلس تجمع کردند. آن‌ها سعی در دیدار با آقای حداد عادل داشتند که بی‌نتیجه ماند. پس از چندی نیروهای مسلح پلیس آنها را احاطه کرده و فرمان به متفرق شدن آنها می‌دهند. اما خانواده‌ها با جسارت بر خواست خود تآکید کرده و متفرق نمی‌شوند. ناچارا به آنها اعلام می‌شود که یک تلفن به نمایندگان مجلس بدهند تا پس از هماهنگی با حداد عادل به آنها اطلاع دهند.

حمایت پروفسور نیکی کدی

خانم نیکی کدی، استاد بازنشسته‌ی دانشگاه کالیفرنیا در حوزه های تاریخ ایران و مطالعات زنان، و مولف کتاب‌هایی چون "انقلاب ایران و ریشه‌های آن" و "پیامدهای انقلاب ایران" ضمن محکوم کردن دستگیری ها فراخوان آزادی دانشجویان دربند را امضا کرد.

مصاحبه‌ی بهاره پیران خواهر پیمان

شعری از ایرج صف شکن

وقتي هزار پاره شدي
نترس
باور کن !
تکه اي از خود را بردار
و بکوب بر آئينه ي روبه رو
خواهي ديد
چه ماه تاباني
نشسته اند بر ديوار
چشمان هر کدامين شان
باکره اي است
نشسته
و دامان شان
غرقاب لاله هايي ست سرخ
که تو حالا نمي بيني .
من اکنون
هزارساله ام
پس مگوئيد
هرگز مگوئيد
چرا پاره پاره ام .
ايرج صف شکن
(شعر 65 از کتاب صليب مهيا)

نامه‌ی حسن امیری الیاسی پدر کیوان خطاب به مردم ایران

مردم شریف ایران!
روز 16 آذر یاد آور مبارزات دانشجویان ایران در واکنش به کودتای آمریکایی – انگلیسی سال 32 و سفر نیکسون رییس جمهور وقت آمریکا به ایران، برای تحکیم حکومت کودتا بود. متاسفانه بعد از گذشت 54 سال هنوز این روز برای عده ای از دولت مردان ایران قابل تحمل نیست. چون در آستانه ی این روز تعداد زیادی از دانشجویان فعال دانشگاه های ایران در یک یورش سازمان یافته بازداشت و روانه ی زندان شده اند.
اینجانب حسن امیری الیاسی پدر دانشجوی بازداشتی کیوان امیری الیاسی دانشجوی کارشناسی ارشد صنایع دانشگاه صنعتی شریف به این بازداشت های خود سرانه و غیر قانونی اعتراض دارم و از تمامی زنان و مردان آزاد اندیش ایران می خواهم برای آزادی فرزندم و تمامی دانشجویان بازداشتی به هر شکل ممکن اقدام نمایند.
با امید به روزی که در این مملکت کسی را به جرم آزاد اندیشی و دگر اندیشی روانه ی زندان نکنند.
حسن امیری الیاسی
21/9/1386

نامه‌ی ایرج صف شکن به جامعه‌ی پزشکی

خطاب به جامعه پزشکي ايران
آن چه اين روزها و هرروز برما مي گذرد بيان آشکار ِ تنها يک کلام واحد است و آن اينکه سايه هاي بي تدبيري ، لرزان و خزنده تا پس و پشت ِ خلوت گاه ِ ما آمده است و اين هراس سنگين ، هيچ هراسي در تسخير کردن آخرين واژه هاي آزادي ندارد .
آنچه اين روزها بر فرزندان دانشجوي ما گذشت و آنچه هم اکنون در زندان هاي علني و پنهان لااقل بر بخشي از آنان مي گذرد ، سايه هاي بي اعتمادي ، ناامني و خطر دستگيري که بر جان ِ باقي مانده آنان هموار شده است و از همه گستاخانه تر نفوذ و گسترش اين تهديدها به اطرافيان و خانواده هاي اين عزيزان ، حکايت از تصميم بي قيد و شرط کساني است که خود را بانيان بزرگترين دموکراسي جهان مي دانند !! دستگيري روزبه صف شکن به مناسبت 16 آذر ( روز دانشجو ) در دانشگاه مادر ( دانشگاه تهران ) و انتقال او به بند 209 زندان اوين و تهديد به دستگيري من و همسرم و مسدود کردن امنيت حرفه اي ، نشانِ شوم نزديک شدن تاريکي، به تصور خاموش کردن چراغ خانه ماست .
بر خود مي دانم همچون هميشه و خطاب به خانواده عظيم پزشکي اعلام کنم که پيام حاکمان ِ امروزاين سرزمين واضح و حجت نيز بر ما تمام است . آنان جامعه خاموش و زبان هايي بريده از ما مي خواهند ، آنان متکلماني واحد از خود وبله گوياني مطلق از ما مي خواهند ،آنان کلامي واحد براي خود و واژه هايي بريده بريده براي ما مي خواهند ، آنان تصميم خود را درتسخير تمامي حوزه هاي عمومي و خصوصي گرفته اند و باور دارند که ما نيز خفتگاني بي آزار و خاموش در خانه هاي ناامن خود راضي و بي تدبير مانده ايم .
دوستان – همکاران
فرزندان شما ، دانشجويان پرشکوه و سرافراز شما ، پاره هاي تن اين سرزمين هميشه زخمين اکنون چونان رنگين کماني هفت رنگ بر فراز آسمان وطن ايستاده اند و چشمان جهانيان ناظر و قضاوت تاريخ بر
شانه هاي ما به قضاوت نشسته است . پيام دانشجويان در بند را بشنويد و با پيوستن به خانواده و دوستان آنان از طريق وب لاگ
http://13azar.blogspot.com و يا هر طريق ممکن تنها بخشي،آري بخش ناچيزي از پتانسيل جامعه عظيم و تکان دهنده پزشکي کشور را به نمايش بگذاريم . آنان مي گويند هرچه ما مي گوييم کلامي واحد است و دهان مي دوزند ، پس ما نيز با اراده اي واحد و جراحي دوبال پرنده ديگربار بيان مند به صحنه در آئيم ، و چه زيبا مي شويم آنگاه که همراه فرزندانمان اين پيروزي را برجريده عالم چراغاني کنيم .
آري باور کنيم که زيبايي در راه است و تاريکي پاي بر فرار .
دکتر ايرج صف شکن
22 آذر 1386

Appel

Appel

Au seuil du 16 Azar (le 7 décembre), journée de commémoration des mouvements étudiants en Iran, plus de 30 activistes étudiants intitulés "partisans de l'égalité et la liberté" ont été arrêtés. Fait surprenant, 16 Azar, le symbole de la lutte contre la dictature impérial, n'est pas toléré par le gouvernement islamique non plus. Ce qui s'est-il passé au cours de cette cérémonie est la répétition des mêmes scènes de répressions qu'au temps de l'ancien régime. La commémoration de la journée des mouvements étudiants est une tradition de plus de 50 ans chez les libertaires de notre pays et ceux qui ont été arrêtés cette année sont les enfants les plus honnêtes de celles-ci. Nous demandons la libération immédiate et inconditionnelle de nos étudiants captivés
Comité pour la libération des étudiants emprisonnés

Signer la pétition en envoyant un mail à : seeking.committee@gmail.com


Pour informations supplémentaire veuillez vous visiter : http://13azar.blogspot.com

حمایت نوام چامسکی از دانشجویان بازداشتی

نوام چامسکی، اندیشمند و منتقد چپ گرای آمریکایی فراخوان آزادی دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب را امضا و دستگیری آن ها را محکوم کرد.

نامه‌ی رئیس سازمان جهانی زنان

دوستان عزیز،
من خبر زیر را دریافت داشتم. از آن جایی که بسیاری از وجود جنبشی سکولار و سوسیالیستی در ایران بی اطلاع اند، چنان چه در فضای اینترنت یا مطبوعات کسی را می شناسید این موضوع را به اطلاع آن ها برسانید. از زمان اعتراضات دانشجویی در زمان شاه دانشجویان طیف چپ هر ساله در 7 دسامبر(16 آذر) مراسمی را تحت عنوان روز دانشجو برگزار می کرده اند. این مجموعه در سالی که گذشت مخالفت با جنگ و تحریم و ایجاد اتحاد میان کارگران و جنبش حقوق زنان را در دستور کار خود نهاده بود. آتان در دانشگاه تهران در چهارم دسامبر تجمعی را با شعار "نه به جنگ" و "دانشگاه پادگان نیست" سازمان دادند. از آن زمان بیش از سی تن از فعالین دانشجویی در سراسر کشور دستگیر شده اند. حامیان این دانشجویان با ارایه فهرستی با راه اندازی وب سایتی (http://13azar.blogspot.com/search/label/english)خواهان آزادی آنان شده اند.

افراد بسیاری نیز در آدرس زیر کامنت گذاشته اند:
http://ww4report.com/node/4765#comment-307636

از همکاری شما ممنونم.
مردیت تکس (Meredith Tax)
رییس سازمان جهانی زنان
http://www.wworld.org

افزایش تهدید و فشار وزارت اطلاعات بر خانواده‌ی روزبه صف شکن

بر اساس اخبار دریافتی خانواده‌ی روزبه صف شکن از سوی وزارت اطلاعات شدیدا تحت فشار قرار دارند. طی تماس های مکرر، پدر و مادر روزبه هر دو به وزارت اطلاعات احضار و در صورت عدم مراجعه تهدید به دستگیری شده‌اند.

احضار ایرج صف شکن پدر روزبه به وزارت اطلاعات

روز یکشنبه تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه شیراز ناظر سخنرانی پرشور و همدلانه‌ی آقای ایرج صف شکن (پدر روزبه) در حمایت از تجمع های روز دانشجو و محکومیت بازداشت گسترده‌ی دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب بود(متن نامه‌ی وی را می‌توانید در همین صفحه بخوانید). جایی که او هر یک از این دانشجویان را "روزبه" ی خودش می‌خواند. در پی این ماجرا آقای صف شکن ظهر امروز طی یک تماس تلفنی برای ساعت 2 بعد از ظهر به وزارت اطلاعات احضار شد. پاسخ او اما صریح بود و قاطع: "من به وزارت اطلاعات نمی روم و چنان چه آن ها به سراغ من بیایند، این مسئله دستگیری من تلقی می شود. من نیز مخالفت و اعتراض خود به این دستگیری را با اعتصاب غذا و اعتصاب دارو نشان خواهم داد." لازم به ذکر است که آقای صف شکن چندی پیش عمل جراحی قلب باز داشته، و مصرف منظّم داروها برایش ضروری است. اعتصاب وی در صورت دستگیری ممکن است خطرات جدی برای سلامتیش به بار آورد.

فراخوان

فراخوان خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده مراسم 16 آذر سال 86
درموج دستگیری های بی‌سابقه‌ی دانشجویی در آستانه‌ی روز 16 آذر(روز دانشجو) بیش از 30 تن از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب دانشگاه‌های سراسرکشور بازداشت شده‌اند. شگفت این که 16 آذر که نماد مبارزه با رژیم وابسته‌ی شاهنشاهی و سلطه‌ی بیگانه بوده است از سوی جمهوری اسلامی نیز تحمّل نمی‌شود. آن چه امسال در روز دانشجو روی داد، تکرار همان صحنه‌هایی است که رژیم گذشته هر ساله در برخورد با جنبش دانشجویی ایجاد می‌کرد. گرامی‌داشت روز دانشجو سنت پنجاه و چند ساله‌ی جنبش دانشجویی ایران است و دانشجویانی که امسال به اتّهام برگزاری مراسمی ، با محوریت مخالفت با جنگ و تحریم، بازداشت شده‌اند در زمره‌ی شریف‌ترین فرزندان این آب و خاک‌اند. ما خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط فرزندان اسیر خود هستیم.
کمیته‌ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند
*برای امضای این فراخوان نام خود را به آدرس seeking.committee@gmail.com بفرستید

Proclamation

Proclamation of the arrests on the University Students’ Day
On the threshold of the 16th of Azar (December 7) the University Students’ Day in Iran, more than 30 “Equality and Freedom-seeking Students” have been arrested. Surprisingly, 16th of Azar – the symbol of the struggle against dictatorship of the ex-imperial regime – is not tolerated by the Islamic Government either.What has happened during this ceremony – the main pivot of which was the opposition with war and sanction – is the repetition of the same scenes of the previous government.The commemoration of the University Students’ Day is the tradition of more than 50 years and the ones who have been arrested this year are the most honest children of our country. We want the unconditional and immediate release of our captivated students.
Seeking Committee for the Freedom of the University Students
to sign the petition send an email to the following address : seeking.committee@gmail.com *

نامه‌ی ایرج صف شکن پدر روزبه

جداسري ازما نبود
در آستانه شانزده آذر روز دانشجو که به زعم حاکميت ،خود نمادي از مبارزه با طاغوت و استکبار جهاني بايد باشد با شگفتي فراوان ديديم و شنيديم که هر گونه مراسم و آکسيون دانشجويان داخل دانشگاه ممنوع اعلام و پيش از تجمع ، دانشگاه ِمادر ( دانشگاه تهران ) به محاصره درآمد و شگفت تر آن که قبل از وقوع مراسم و پس از آن موج دستگيري دانشجويان آغاز و آخرين خبرها حکايت از انتقال لااقل بخشي از آنها به بند 209 زندان اوين و سلول هاي انفرادي مي کند . طبيعي است که اين گونه اقدامات تداعي کننده يک سوال دشوار اما بديهي است که تاريخ پيشاپيش در برابر حاکميت قرار داده است ، و آن اين که :مگر شانزده آذر روز دانشجو نيست ؟! و شما نيز در اسناد خود آن را ثبت نکرده ايد ؟!
مگر شانزده آذر روز اعتراض به حضور نيکسون در ايران ِپيش از شما نيست که شما هم با خط زرين آن را ثبت و تاييد کرده ايد ؟! مگر نيکسون رئيس جمهور وقت ِامپرياليسم ِآمريکا يا به قول شما استکبار جهاني نبوده است ؟!
مگر سه دانشجو به دستور گارد مسلح رژيم طاغوت در صحن دانشکده فني همين دانشگاه تهران شهيد نشده اند ؟! و مگر خودتان مکان اصابت گلوله ها را در همين دانشکده به رسم يادبود پلاک گذاري نکرده ايد ؟!
مگر برخورد رژيم طاغوت را با اجتماع دانشجويان در شانزده آذر مکررا محکوم نکرده ايد ؟!مگر ...؟؟!!
پس چه گونه است که امروز همان مراسم ، همان شانزده آذر در همان دانشگاه تهران و رودرروي همان دانشکده فني را غش کردن مارکسيستها در آغوش آمريکا ناميده ايد ؟!
چه گونه است که برگزارکنندگان احتمالي اين تجمع را پيشاپيش دستگير مي کنيد و باقيمانده آنها را به خيال خود حين سخنراني ؟!تمرکز و آرايش نيروهاي رنگارنگ در برابر درب ورودي دانشگاه تهران و اجراي مانور نظامي در اطراف دانشگاه را آن هم در مراسم روز دانشجو چه گونه تفسير مي کنيد ؟!پاسخ ِ هرگز نداده شما چنان در رفتارتان آشکار است که هرگونه پنهان کاري را خورشيد وار آشکار مي کند و تداعي اين تعبيرِ خود خواسته مي شويد که گويا در اين سرزمين فقط تعويض قدرت صورت گرفته است و مهم تر از همه آنکه حکومتي که از اجتماع چند دانشجو در صحن محاصره شده دانشگاه هراسناک است تنها نمايشي از يک قدرت ميليتاريستي است .اين را من نمي گويم ، حکايت آشکار منش ِخود شماست ، من تنها يک رهگذر يا پرسشگر مطيع هستم که اکنون فرزندم آن سو و خودم اين سو در چنگال شماییم . ترديد نکنيد که التماس نمي کنم تنها نصيحتتان مي کنم ، بن بست ايجاد شده را با آزادي بدون قيد و شرط دانشجويان دربند بشکنيد ، چشماني آگاه ناظر است که هرگز خطا ها را نخواهد بخشيد ، گرچه حکايت شما نشان داده است که همواره صلاح ِ کار را از خراب کار خواسته ايد !! يکبار هم شده راه ديگري را امتحان کنيد ! باور کنيد براي ماندن تجربه بدي نيست!و باز هم تکرار اين سوال ،حکومتي که از تجمع چند دانشجو آن هم در روز دانشجو آن هم در خانه و سرزمين خود هراسناک است به راستي چه پاسخي به آستان تاريخ خواهد داد ؟
شیراز – ایرج صف شکن
شانزدهم آذر يک هزارو سيصدو هشتادو شش

دیدار خانواده‌ها با نمایندگان پارلمان اروپا

روز یکشنبه در حالی که تعدادی از خانواده‌ها مجددا به دادگاه انقلاب مراجعه کردند، تعدادی دیگر با مراجعه به هتل لاله سعی در برقراری ارتباط با نمایندگان حقوق بشر پارلمان اروپا( Angelika Beer و Vittorio Angoletto) کردند و خوشبختانه آن ها هم از چنین نشستی استقبال کردند، خواستار اطلاع از جزئیات دستگیری ها شدند و به خانواده‌ها قول همکاری دادند. بالاخره کسانی پیدا شده بودند که به دردِ دلِ سوخته‌ی این مادر و پدرها گوش دهند. پس از گذشت بیش از یک هفته که هیچ کدام از خبرگزاری های داخلی و نشریات داخلی، سخنی از بازداشت‌های غیر انسانی این دانشچویان نگفت، سرانجام این گروه قول دادند که صدای این افراد را به گوش انسانهای آزادی خواه و برابری طلبِ سراسر دنیا برسانند و در راستای آزادی فرزندانشان تلاش بکنند.
نمایندگان از خانواده‌ها پرسیدند که به چه علت خواستار دیدار نمایندگان حقوق بشرِ پارلمان اروپا هستند و خانواده ها در پاسخ به دستگیری فرزندانشان در چند هفته‌ی اخیر، و نگرفتن هیچ گونه پاسخِ مشخص و بایکوت شدید خبری از سوی رسانه های داخلی اشاره کردند. در پرسش از علت دستگیری ها، خانواده ها به شرکت (احتمالی یا قطعی) دانشجویان در تجمع 16 آذر اشاره کردند. نمایندگان از روز 16 آذر پرسیدند. توضیح داده شد که روز دانشجو است و بنا بر سنت پنجاه و چند ساله، دانشجویان در محیط دانشگاه جمع می شوند و خواسته های آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه‌ی خودشان را مطرح می کنند. دانشچویان امسال هم می‌خواستند با شعار "نه! به جنگ"، داشتن حق تشکل مستقل و آزادی بیان، اعتراض به امنیتی شن فضای دانشگاه ها، داشتن ابتدای ترین حقوق مدنی به عنوان شهروندان آزاد، درخواست رفع تبعیض جنسیتی علیه زنان و اعتراض به شرایط نابرابر زندگی کارگران در این تجمع شرکت کنند. ایشان پرسیدند که دستگیری‌ها از طرفِ چه ارگانی صورت گرفته. خانواده‌ها پاسخ دادند که توسط وزارت اطلاعات، و حتی به نحوی بی سابقه در صحن دانشگاه. در ادامه پرسیدند که فرزندان شما وابسته به کدام حزب یا گروهی هستند و تمام حضار یک صدا اعلام کردند که بچه های شان به هیچ حزب یا گروه خاصی تعلق ندارند و فقط دانشجویانی مستقل، آزادی خواه و برابری طلبند. نمایندگان پرسیدند که چه کمکی از دست ما ساخته است. درپاسخ خانواده ها خواستار حمایت اتحادیه‌ی اروپا شدند تا مگر از این طریق بتوانند در فضای بایکوت رسانه‌های داخلی و بی‌ اعتنایی‌های دولت، صدای خود را به گوش تمامی انسان‌های آزادی‌خواه و برابری‌طلب و مسئولان داخل کشور برسانند و به این ترتیب از سلامتی فرزندان خود و آزادی هر چه سریع تر آنها اطمینان یابند.
درانتها آنها به خانواده‌ها اطمینان دادند که به رغم این که آخرین روز سفرشان است، در دو دیدار مطبوعاتی‌شان با آقای حداد عادل و نیز جلسه‌ی مطبوعاتی با خبرگزاری های داخلی و خارچی این مسئله را مطرح کنند. همچنین آن ها قول دادند که از طریق سفارت پرتقال ( که ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا را به عهده دارد) و نیز سفارت‌های آلمان و ایتالیا این موضوع را پی گیری کرده و پس از بازگشت به کشورهایشان نیز موضوع را در رسانه های اروپا منعکس کنند و همچنین شرایطی را فراهم می کنند تا با اعمال فشار از سوی کشورهای اروپایی به دولت ایران به آزادی دانشجویان کمک کنند.

گزارش شماره 1 از اقدامات خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده

از همان شبِ شروع بازداشت‌ها، خانواده‌هایی که خبردار شدند اقدام به پی گیری وضعیت فرزندانشان کردند. کلانتری 148 اظهار بی اطلاعی و توصیه به مراجعه به دفتراماکن میدان نیلوفر کرد. آن‌ها نیز به همین نحو توصیه به مراجعه به اداره‌ی منکرات خیابان وزرا کردند(زیرا معتقد بودند تمام دختران پس از دستگیری به آن مکان منتقل می شوند) و در آن‌جا نیز خانواده‌ها باز هم با اظهار بی اطلاعی مامور شیفت مواجه شدند. و طبق توصیه‌ی آنها به اداره‌ی آگاهی تهران بزرگ مراجعه کردند در آن جا هم هیچ جوابی برایشان نداشتند. وتوصیه کردند برای پی گیری بیشتر به اداره‌ی پلیس امنیت عمومی در خیابان عشرت آباد مراجعه کنند چرا که آن‌ها حتما از وضعیت دستگیرشدگان مطلعند. پس از مراجعه به اداره‌ی پلیس امنیت عمومی و نگرفتن هیچ گونه جوابِ مشخصی، دستِ خالی به خانه‌ها بازگشته تا باقی پی گیری را روز بعد(دوشتبه) انجام دهند. روز دوشنبه به دفتر پی گیری مراجعه کرده که آن ها نیز اظهار بی اطلاعی کردند. سپس مجدداً به دفتر پلیس امنیت عمومی مراجعه کردند و بازهم نتیجه نگرفتند. همان روز به دفتر حراست دانشگاه نیز مراجعه کردند و مثل همیشه با بی اطلاعی آن ها مواجه شدند.
در انتهای روز دوشنبه احسان آزادبر پس از 30 ساعت دستگیری آزاد شد، و خبر داد که همه در بند 209 اوین بوده اند ولی همچنان هیچ مقام رسمی دستگیری بچه‌ها راتایید نکرده.
با توجه به این اخبار، خانواده‌ها به درب زندان اوین مراجعه کردند. درآن جا گفته شد بدون نامه‎ی اجازه‌ی ملاقات از طرف دادگاه انقلاب امکان ملاقات با دستگیرشدگان وجود ندارد.
پس از آن همگی به دادسرای دادگاه انقلاب واقع در خیابان معلم مراجعه کردند و پس از پی گیری های مکرر، مامورین دادگاه انقلاب اعلام کردند که اسامی این افراد را ندارند، پس هنوز بازجویی ها به اتمام نرسیده و پرونده‌ی بچه ها هنوز دادگاهی نشده. گفتند بروید به منزل‌هایتان، خودشان خبرتان می کنند. دراین بین خبر خوشحال کننده‌ی برگزاری هر چه با شکوه تر مراسم 16 آذر در روز سه شنبه در دانشگاه تهران و در فضای خفقان آور نیروهای امنیتی، به رغم موج وحشیانه‌ی دستگیری ها دلگرمی عمیقی به خانواده‌ها داد و آن‌ها را در پی گیری وضعیت فرزندانشان که تحت فشار بودند مصمم تر کرد.
کم کم تعداد بیشتری از خانواده های زندانیان به هسته‌ی اولیه ملحق می شدند و تعداد بیشتری به همراه هم به مراکز مختلف مراجعه می کردند.
خانواده‌ها در دو روز آینده یعنی چهارشنبه و پنج شنبه نیز هم چنان بین اوین و دادگاه انقلاب درحال رفت و آمدی بی نتیجه بودند و نگرانی آنها روز به روز فزونی می گرفت. عصر روز چهارشنبه خانواده ها با دکتر رزافشان ملاقات کردند و از ایشان تقاضای همکاری کردند و همان طور که انتظار می رفت، آقای زرافشان هم دست آنها را به گرمی فشرد و قول همکاری و مشاوره به آنها داد.
روز جمعه پس از مراجعه‌ی مجدد به زندان اوین و پافشاریِ زیاد مبنی بر گرفتن اطلاع موثق از فرزندانشان، بالاخره زندان اوین به این خانواده های رنجور و خسته پاسخ داد که فرزندانشان در آن مکان مقدس بازداشت می باشند، و همه‌ی آن ها ممنوع الملاقات هستند.سرانجام پس از یک هفته برای آن افراد سردرگم مشخص شد که فرزندانشان توسط کسی جز دولت جمهوری اسلامی ربوده نشده اند. و طبق درخواست یکی از زندانیان دختر مقداری پول برایشان ارسال شد.روز شنبه با مراجعه‌ی مجدد به دادگاه انقلاب و سرو صدای زیاد در آن جا فردی از طبقات بالاتر آمد تا جواب این خانواده های نگران را بدهد. فردی که از طرف قاضی پرونده پاسخگو بود اعلام کرد: فرزندان شما تحت بازجویی هستند و ممنوع الملاقات و ممنوع التلفن هستند، و بازجویی ها ادامه خواهد داشت تا زمانی که کلیه‌ی اطلاعات را از آن ها گرفته باشند، و امکان دارد برای گرفتن پاسخ یک سوال 91 روز هر کدام از فرزندانتان را در بازداشت نگه دارند زیرا قانون چنین حقی برای بازچوی خود قایل است. مادریکی از بچه ها که بسیار نارحت و از این پاسخ غیر مسولانه دادگاه منقلب شده بود با عصبانیت درخواست پاسخی روشن کرد. مامور دادگاه به ایشان گفت شما حق ندارید سر و صدا درست کنید، و او نیز جواب داد به قاضی پرونده بگویید بیاید سرِمن داد بزند، به من سیلی زند، ولی به من پاسخ دهد. ناراحتی او بیشتر افراد را شدیدا تحت تاثیر قرار داد، ولی فراموش کرده بودیم که جمهوری اسلامی از کسانی برای اداره‌ی امور استفاده می کند که نه مفهوم انسانیت نه مفهوم محبت نه مفهوم عشق را بدانند، کسانی که روزی به راحتی و با سربلندی ناب ترین فرزندان این آب و خاک را به مسلخ بردند و در همان حال با نهایت آرامش هم سر بر بالش می گذاشتند.

گزارشی از دستگیری‌های گسترده‌ی دانشجویان

امسال هم زمان با نزدیک شدن روز دانشجو، بازداشت گسترده‌ی دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب در شهرهای مختلف ایران آغاز شد. مهدی گرایلو، دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران، بین ساعت 9:15 تا 9:45 روز یکشنبه در حال خروج از منزل بازداشت شد و به مکان نامعلومی منتقل گردید. در ساعت 3 بعد از ظهر همان روز اتومبیل پلاک شخصی جلوی درب منزل وی توقف کرد و دو مامور لباس شخصی منزل او را تفتیش کرده کیس کامپیوتر، تعدادی سی دی و نشریات دانشجویی را با خود بردند. در پاسخ به سوال خانواده مهدی در رابطه با وضعیت او مامورین اظهار داشتند که خانواده می تواند روز بعد برای آگاهی از محل نگهداریش به دادگاه انقلاب مراجعه کنند. فردای آن روز وقتی که خانواده برای پیگیری وضعیت او مراجعه کردند به آنها گفته شد که بروند منزل تا با آنها تماس گرفته شود. کاری که تا لحظه تنظیم این متن صورت نگرفته است.
ساعت 3 بعد ازظهر همان روز زنگ در منزل انوشه آزادبر دانشجوی کارشناسی علوم اجتماعی دانشگاه تهران و برادرش احسان به صدا در آمد. در آن زمان ایلناز(ویکتوریا) جمشیدی در خانه آنها میهمان بود. انوشه از آیفون پرسید که چه کسی پشت در است. در جواب به وی گفته شد که از طرف اطلاعات آمده اند. سپس سه مامور لباس شخصی وارد خانه شدند و بعد از تفتیش منزل، انوشه(مدیر مسئول نشریه دانشجویی آرمان نو) را به همراه برادرش و ایلناز(ویکتوریا) جمشیدی را سوار بر خودروی شخصی کرده و به مکان نامعلومی بردند. علیرغم آنکه احسان فردای آنروز آزاد شد و به خانواده اش گفت که در بند 209 زندان اوین بوده اند، در مراجعات مکرر مقامات از بیان اینکه آنها کجا بوده اند سرباز می زدند. .
حدود ساعت 9 شب همان روز بهروز کریمی زاده دانشجوی اخراجی رشته اقتصاد دانشگاه تهران و سردبیر سابق نشریه خاک در خیابان نزدیک محل سکونت خود دستگیر شد. حدود نیمه شب دو پژو 405 با پلاک شخصی مقابل درب منزل وی پارک کرده و به همراه او وارد منزلش شدند. به گفته مادر بهروز یکی از مامورین دائما مراقب وی بود و حتی در دستشویی هم او را همراهی کرد. در همان حال باقی مامورین به تفتیش منزل وی می پرداختند. پس از تفتیش منزل وی آنها کیس کامپیوتر برادر او را به همراه تمامی سی دی های موجود همراه خود بردند. از آن زمان بهروز به مکان نامعلومی منتقل گردیده و هیچ گونه تماسی با منزل وی گرفته نشده است.
در همان روز نادر احسنی دانشجوی سابق دانشگاه مازندران پس از خروج از منزل دستگیر شد و در بعد ازظهر آن روز منزل وی نیز تفتیش شد.
صبح روز دوشنبه کیوان امیری الیاسی در حالی که از منزل به سمت دانشگاه می رفت توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل گردید. نیمه شب همان روز علی سالم و نسیم سلطان بیگی نیز دستگیر شدند.
روز دوشنبه عصر میلاد عمرانی و سعید آقاملی به همراه ناصر زرافشان دستگیر شدند، که ناصر زرافشان پس از 2 ساعت آزاد شد. در این روز عابد توانچه نیز دستگیر شد.
هم زمان، موج دستگیری‌ها درسایر شهرستان‌ها نیز ادامه دارد.درروز دوشنبه میلاد معینی ، بهرنگ زندی ، حسن معارفی، آرش پاکزاد پس از برگزاری تجمع روز دانشجو در دانشگاه مازندران بازداشت شدند. از طرفی حامد محمدی یک هفته قبل از شروع موج جدید دستگیری ها در مازندران بازداشت شده بود.
با وجود تمامی این دستگیری ها برنامه روز سه شنبه ساعت 12ظهر روز 13 آذر برگزار گردید. مامورین حراستی مدت ها قبل ورود و خروج دانشگاه را کنترل کرده و مانع پخش تراکت و چسباندن پوسترهای مربوط به این روز می شدند. محسن غمین، مجید اشرف نژاد و سروش هاشم پور ساعت 8 صبح جلوی دانشکده‌ی علوم دانشگاه تهران توسط ماموران حراست دستگیر وبه مامورین اطلاعات تحویل داده شدند. ساعت 11:30 صبح مقابل دانشکده‌ی حقوق محمد کریم آسایش و روزیهان امیری و حسین بابایی توسط حراست دستگیر شدند، روزبهان امیری به نیروهای اطلاعات تحویل داده شد و دو نفر دیگر آزاد شدند. روزبه صف شکن که مجری مراسم 16 آذر( برگزار شده توسط دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب) و خواننده‌ی بیانیه‌ نیز بود، پس از اتمام تجمع توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. پیمان پیران یکی دیگر از سخنرانان مراسم نیز پس از اتمام تجمع دستگیر شد.
بازداشت‌ دیگر دانشجویان نیز به طرق مشابهی صورت گرفت، گرچه از جزئیات دقیق آن اطلاعی در دست نیست.

لیست دانشجویان دربند

1- مهدی گرایلو - کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران

2- نادر احسنی - فارغ التحصیل دانشکده منابع طبیعی دانشگاه مازندران

3- انوشه آزادبر - علوم اجتماعی دانشگاه تهران

4- ایلناز جمشیدی - ارتباطات دانشگاه آزاد تهران مرکز

5- بهروز کریمی زاده - اخراجی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران

6- سعید حبیبی - دبیر معذول تشکیلات دفتر تحکیم وحدت

7- علی سالم - پلی تکنیک

8- علی کلایی - دانشگاه آزاد

9- امیر مهرزاد

10- محسن غمین - دانشگاه پلی تکنیک

11- میلاد عمرانی - شهید رجایی

12- عابد توانچه - دانشجوی اخراجی دانشگاه پلی تکنیک

13- صدرا پیرحیاتی - دانشگاه شاهد

14- روزبه صف شکن - کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران

15- سعید آقام علی - دانشگاه هنر یزد

16- روزبهان امیری - دانشکده علوم دانشگاه تهران

17- نسیم سلطان بیگی - دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه

18- مهدی اللهیاری - کارشناسی ارشد مهندسی شیمی دانشگاه شریف

19- کیوان امیری الیاسی - کارشناسی ارشد دانشگاه شریف

20- هادی سالاری - دانشگاه رجایی

21- امیر آقایی - دانشگاه رجایی

22- فرشید فرهادی آهنگران - دانشگاه رجایی

23- سروش هاشم پور - چمران اهواز

24- حامد محمدی - اقتصاد دانشگاه مازندران

25- آرش پاکزاد - علوم اجتماعی دانشگاه مازندران

26- بهرنگ زندی - مردم شناسی دانشگاه مازندران

27- حسن معارفی - دانشگاه مازندران

28- پیمان پیران - زندانی سیاسی سال ۷۸

29- مجید اشرف نژاد - عمران شهید رجایی
30- شوان مریخی - دانشگاه مازندران
31- سارا خادمی - علوم اجتماعی دانشگاه مازندران

32- نیما نحوی - مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

33- محمدصالح ایومن - ‌ فوق لیسانس علوم سیاسی

34- سهراب ‌کریمی - ‌ فوق لیسانس علوم سیاسی

35- فرشاد دوستی پور - ‌ مهندسی مکانیک

36- جواد علیزاده‌ - ‌فوق لیسانس حقوق

37- پارسا کرمانجیان - معماری دانشگاه آزاد کرمانشاه
38- علیرضا حیدری - دانشگاه آزاد کرمانشاه
39- بهرام شجاعی - دانشگاه آزاد تهران جنوب

List of the Arrested Students

Mehdi Gerailoo- University of Tehran
Nader Ahsani - Ex-student of the University of Mazandaran
Anoosheh Azadbar - University of Tehran
Ilnaz Jamshidi - Azad University of Tehran(south branch
Behrooz Karimizadeh - Expelled student of the University of Tehran
Saeed Habibi - Ex-student of the Sharif University of Technology
Ali Salem - Amirkabir University of Technology
Milad Omrani - Shahid Rajayi Teacher Training University
Abed Tavancheh - Expelled student of Amirkabir University of Technology
Yaser Pirhayati - Shahed University
Roozbeh Safshekan - University of Tehran
Saeed Aghamali - Art University of Yazd
Roozbehan Amiri - University of Tehran
Nasim Soltanbeigi - Allame Tabataba'ee University
Mahsa Mohebbi
Keyvan Amiri - Sharif University of Technology
Hadi Salari - Shahid Rajayi Teacher Training University
Amir Aghayi - Shahid Rajayi Teacher Training University
Farshid Farhadi Ahangaran - Shahid Rajayi Teacher Training University
Mohsen Ghamin - Amirkabir University of Technology
Soroosh Hashempoor - Shahid Chamran University of Ahvaz
Hamed Mohammadi - University of Mazandaran
Arash Pakzad - University of Mazandaran
Hassan Maarefi - University of Mazandaran
Behrang Zandi - University of Mazandaran
Peyman Piran
Majid Ashrafnejad - Shahid Rajayi Teacher Training University
Ali Kalayi - Azad University
Amir Mehrzad
Shoan merikhi- University of Mazandaran
Sara Khademi- University of Mazandaran
Nima Nahvi-Technical University of Babol
Mohammad Saleh Ayuman- Graduate student of Political Science
Sohrab Karimi- Graduate student of Political Science
Farshad Dustipour- Mechanical Engineering
Javad Alizadeh- Graduate Student of Political Science
Parsa kormanjiyan- Azad University of Kermanshah
Alireza Heidari- Azad University of Kermanshah
Bahram Shojaii- Azad University of Tehran